حيّان . نصر گويد كه شق از قراء فدك است . در آنجا دهنه مىسازند . بكرى گويد : مرخ واديى است ميان فدك و وابشيّه ، سبز و خرم . « 1 »
در كتابهاى فقه و تاريخ نام فدك بسيار آمده است ؛ زيرا رسول الله - ص - چون بر مردم خيبر غلبه يافت ، خبر اين پيروزى به فدك رسيد . رسولانى نزد پيامبر - ص - فرستادند و گفتند بدون آوردن لشكر ، با آنها مصالحه كند ؛ بدينگونه كه نيمى از محصولات و اموالشان از آن او باشد . پس فدك خالصه رسول خدا - ص - شد . در آنجا چشمهها و نخلستانهاى بسيار بود .
پيامبر - ص - نيمى از زمين و نيمى از محصول را به آنان واگذاشت . در زمان عمر نيم ديگر آن را كه از آن يهود بود ، بهاى عادلانه معين كردند و از يهود خريدند و يهوديان آنجا به شام مهاجرت نمودند . « 2 »
پس از وفات رسول خدا فدك مورد مناقشه واقع گرديد ، فاطمه - سلام اللّه عليها - آن را مطالبه مىكرد ولى ابو بكر مدعى بود كه ملك دولت است . بعدها فدك چند دست گشت و از امورى است كه شيعه بدان تمسك مىجويد .
وادى القرى
به هنگامى كه از مساجد پيامبر - ص - ، بر سر راهش از مدينه به تبوك ، سخن مىگفتيم ، آورديم كه مسجد وادى القرى پنجمين منزل آن حضرت ، بعد از مدينه ، بود و منزل يازدهم در جنوب تبوك .
وادى القرى ميان تيماء و خيبر است و در بزرگى همانند مكه و مدينه و يمامه . ابن كلبى گويد : آنجا را از آن رو وادى القرى مىگويند كه از ابتدا تا انتهاى آن وادى ، همه قريههايى است پيوسته به هم . وادى القرى آبادترين مناطق جزيرة العرب است . هنوز ويرانههاى قريهها بر جاى است و آبها از چشمهها مىجوشند و بر روى زمين جارى مىشوند و تباه مىگردند كه هيچ كس از آنها سود نمىبرد . « 3 »
در زمانهاى باستان وادى القرى منازل عاد و ثمود بوده است . خداوند آنها را در آنجا
هامش
( 1 ) - ياقوت ، ج 4 ، ص 492 .
( 2 ) - فتوح البلدان ، ص 46 .
( 3 ) - ياقوت ، ج 3 ، ص 81 و نيز بنگريد ج 4 ، ص 81 و 778 .