سخن ابن كلبى و اصمعى و جز آن دو است .
يمامه كه به آن اشارت رفت از يمن است در دو منزلى طائف و چهار منزلى مكه و اين قول نووى در تهذيب الاسماء و اللغات است .
بنابراين بلاد معروف به جبله از حجاز نيست ؛ زيرا فاصلهء آن بيشتر است از فاصلهء ميان طائف و يمامه . بلاد بجله و يمامه در يك جانب هستند و آن جانب نجد يمن است ولى بلاد بجله بيش از آن كه داخل در يمامه باشد داخل در يمن است . پس بلاد بجله در حجاز است و خدا داناتر است .
در بعضى از منابع ، اماكنى است كه آنها را « حجاز شمالى » گويند . و محمد بن فضاله گويد كه حد شام از آن سوى تبوك است و تبوك از حجاز است . اصمعى گويد : حد حجاز از سمت شام شغب و بدا است و ياقوت سخن مالك را مىآورد كه سرغ قريهاى است در وادى تبوك و آن آخر حد نخستين حجاز است و بر اين افزوده است كه سرغ اول حجاز و آخر شام است ميان مغيثه و تبوك و فيروزآبادى گويد كه سرغ آخر اعمال مدينه است .
از اين عبارات چنان بر مىآيد كه حد شمالى حجاز تبوك است يا سرغ يا شغب و بدا . و آنها مكانهايى هستند نزديك به هم . مسلم است كه نمىتوان مكانهايى را كه در صحرا هستند با خطى از يكديگر جدا نمود . بلكه مرزها را به وسيلهء كوههاى بارز و آشكار و يا مناطق مسكونى معين مىكنند .
اما اين كه ابن فضاله مىگويد كه فلسطين از حجاز است ، قابل قبول نيست ؛ زيرا فلسطين چنان كه همه مىدانند از بلاد شام بوده است نه از حجاز .
حد شرقى حجاز هم مورد اختلاف است . پيش از اين اقوال اصمعى و ابن فضاله را آورديم كه ذات عرق مرز حجاز و نجد است ولى آراء ديگرى هم هست . عرّام مىگويد : حد حجاز از معدن النقره است تا مدينه و نصف مدينه حجازى است و نصف ديگرش تهامى . از قراء حجازى است بطن نخل و در روبروى آن كوهى است كه آن را اسود خوانند . نصف آن حجازى است و نصف ديگرش نجدى و آن كوهى بلند است .
حربى گويد : آن سوى مدينه تا راه صنعاء ، هرگاه راه بر معدن بنى سليم افتد حجاز است . و عمارة بن عقيل بنابر آنچه ياقوت روايت كرده مىگويد : از حره بنى سليم و حرهء ليلى تا دريا غور است و از ذات عرق مقلا تا راه عراق نجد است .
الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 74
مساهمون: صالح أحمد العلي
ص٧٤