بدون شك سمهودى جز اين منابع كه به آنها اشاره كرده است مطالب ديگرى نقل كرده از منابع آنها ياد نكرده است و با سنجش مطالب كتاب مىتوان مواضع آن را پيدا كرد ؛ مثلا در صفحهء 191 از اقطاعى كه مروان بن حكم به ابن عياش داده ميان ميل چهارم از مدينه تا ضفيره در اراضى مغيرة بن اخنس ياد كرده ولى به منبع آن اشاره نكرده است و اين نص عينا در كتاب سمهودى جلد اول صفحهء 339 موجود است و نيز در معجم البلدان ياقوت در جلد سوم صفحهء 475 و به زبير بن بكّار نسبت داده شده و اين دلالت دارد بر اين كه تمام آن فصل تا صفحهء 195 از زبير بن بكّار گرفته شده ، از چيزهايى كه مؤيد اين معنا است اين است كه چون به بيان املاك زبيريان مىپردازد و زبير بن به كار به اطلاع وسيع از اين امر مشتهر است و شيوهء او اين است كه كلام خود را به شعر مىآرايد .
همچنين در باب العرصه ( صص 200 و 201 ) از زبير مطالب بسيارى برگرفته است .
در بحث از جماوات مخصوصا از نيمهء صفحهء 208 تا نيمهء صفحهء 209 با آنچه گفتيم منطبق است . واقع اين است كه سمهودى در صفحهء 206 مىگويد كه « ابن زباله » و غير او گفتهاند كه جماوات سهاند : « اولى آن جماء كه بر قصر عاصم و بئر عروه جريان دارد » . و اين عبارت را ياقوت در جلد اول صفحهء 853 نقل مىكند و آن را به زبير بن به كار نسبت مىدهد .
در هر حال آنچه سمهودى از زبير بن بكّار در باب عقيق نقل مىكند در عين حال رنگ انديشهء او را دارد كه همان دقت در جمع و تلفيق مطالب است و نيز اهتمام به اخبار و شعر و مراعات تسلسل جغرافيايى است . بطور محدود ولى با سكونى كه در مباحث خود بيشتر به تسلسل مواضع جغرافيايى نظر دارد و چندان نزديك نيست .
ابو عبد الله اسدى
از كسانى كه در باب مدينه و منطقهء آن مطلب نوشتهاند ، يكى ابو عبد الله بن احمد اسدى است ، ولى كتاب او از ميان رفته است . فقط سمهودى در جلد دوم كتاب خود « وفاء الوفا » بيش از پنجاه مورد از او روايت كرده ، با اين تعبير كه « بعضى از متقدمان چنين گفتهاند » . « 1 » از
هامش
( 1 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 54 و 189 .