مىشد . اين باب پهلوى آل عثمان بود .
در جوار مسجد خانههايى از خشت ساخت ، سقف هم از تنههاى نخل و برگ آن . چون از بناى مسجد فارغ شد با عايشه در خانهاى كه در كنار راه مسجد است زناشويى كرد و سوده دخت زمعه را در خانهء ديگر در كنار آن جاى داد اين خانه در كنار باب آل عثمان بود . « 1 »
تا زمان عمر مسجد به همان حال باقى بود . عمر مسجدى را كه پيامبر ساخته بود خراب كرد و بر آن درافزود و خانهء عباس بن عبد المطلب را داخل مسجد نمود و چون شمار مسلمانان افزون شده بود ، او هم بر وسعت مسجد افزود . سمهودى از ابن سعد روايت مىكند كه عمر خانههاى اطراف مسجد را خريد مگر خانهء عباس بن عبد المطلب و حجرههاى زنان پيامبر را . روايتى هست كه عباس از فروش خانهء خود سرباز زد ولى آن را به رايگان داد و عمر آن را داخل مسجد نمود و به او خانهاى در زوراء داد .
خانهء عباس در جانب جنوبى مسجد واقع شد و باقى آن خانهء مروان بود . همچنين عمر مكانى را كه به جعفر بن ابى طالب بخشيده بود داخل مسجد كرد و آن را از سوى شمال هم توسعه داد . « 2 »
سمهودى به نقل از يحيى گويد كه طول مسجد در عهد عمر از قبله تا آخر آن 140 ذراع بود و عرض آن 120 ذراع و نيز گويد كه عمر براى مسجد شش در قرار داد دو در در سمت قبله و دو در در طرف چپ و دو در پشت به قبله .
باب عاتكه معروف به باب الرحمه را تغيير نداد و نيز درى را كه رسول خدا - ص - از آن داخل مىشد و به سوى قبر باز مىشد دگرگون نساخت . اين دو در ، در سمت چپ بودند ؛ درى كه پيامبر از آن داخل مىشد « باب جبرئيل » نام داشت . علّت تغيير ندادن اين بود كه او در جانب شرقى نيفزود . باب الناس در زمان عمر موجود نبود . « 3 »
عمر بطيحاء را گرفت و آن در جانب شرقى مسجد بود و در قسمت آخر آن . بعد از عمر آن را بر مسجد افزودند . شاعران در آنجا گرد مىآمدند و شعر مىخواندند . آنجا پيش از اين خانهء خالد بن وليد بود .
هامش
( 1 ) - 1 - 2 ، ص 2 و بنگريد به سمهودى ، ج 1 ، ص 494 .
( 2 ) - سمهودى ، ج 1 ، ص 351 ، 352 .
( 3 ) - سمهودى ، ج 1 ، ص 352 .