سود تو داورى كردم و اكنون جز اين مىبينم و در رأى خود ، از نو نظر مىكنم . عباد گفت كه آنچه از برادرم ديدى مكر و حيلهاى بيش نيست . به خدا سوگند نيازمند نيست . و من آن دو چشمه را كه گرفتهام هر دو را مىبخشم تا جزء ميراث پدرم باشد . عمر او را دعا كرد و آن دو چشمه را با ميراث پدرشان تقسيم كردند . « 1 »
عامر بن حمزه ربض را صدقهء دو دختر خود فاخته و اسماء و اعقاب آنها قرار داد . و اين صدقه به دست فرزندان عبد اللّه بن نافع افتاد .
زبير بن بكّار گويد : عين الجثجاثه در شانزده ميلى مدينه در نزديكى حمراء الاسد است .
در آنجا منازل آل حمزه و ثابت و عباد فرزندان عبد اللّه بن زبير است . هجرى گويد : جثجاثه صدقهء عباد بن حمزة بن عبد اللّه بن زبير است با نخلها و آبهاى فراوان و قصرها و بناها .
بكرى گويد : اثبه از آن عباد بن حمزة بن عبد اللّه بن زبير است ، با نخلستانى بزرگ . و آن وقف است . « 2 »
هجرى در باب حمى النّقيع گويد : در مشرق حرّه دو حفره در سنگ است كه آب در آنها گرد آيد ؛ يكى به نام اثب و يكى اثيب . از آن عبد اللّه بن حمزة الزبيرى و نخلستان متعلق به يحيى الزبيرى . ديگر از املاك خاندان زبير عبارت بودند از :
مريسيع سنين ، ملكى از آن زبير بن خبيب بن ثابت بن عبد اللّه بن زبير . و هم او را ملكى در وادى القرى بود .
مغيرة بن خبيب را مهدى عباسى چشمههايى در اضم بخشيد ؛ از جمله چشمههايى بود به نام نيق و الات الحبّ . « 3 »
اما زبير بن به كار ؛ بكرى گويد : ثنيّة الشريد از آن او بود در آنجا مزارع و چشمههاست .
داراى مغيلانها و نيستانها كه انواع گياه در آنجا رويد .
ام عظام ملكى است متعلق به عكّاشة بن مصعب .
اراضى ديگرى بدون ذكر نام مالكشان به آل زبير نسبت دارد . از اين اراضى است جوّانيّه كه زمينى است در مدينه از آن آل زبير بن عوّام . و خليفه نيز مكانى است داراى مزارع
هامش
( 1 ) - نسب الزبير ، ص 93 ، 92 ، 56 ، 55 .
( 2 ) - بكرى ، ص 1329 ، 367 .
( 3 ) - بكرى ، ص 166 ؛ نسب الزبير ، ص 113 .