به نظر مىرسد كه توزيع طعام جار تا دورهء اول عباسى ادامه داشته است . اصفهانى صاحب اغانى گويد كه ابن المولى مهدى را مدح گفت و ده هزار درهم و چند جامه به او عطا كرد . مسؤول جار را هم فرمان داد كه به او و خانوادهاش در هر سال آنچه را نياز دارند بپردازند ولى ما نمىدانيم كه اين رسم تا كى ادامه داشته ، البته بعد از عصر مهدى ديگر اشارتى به آن نشده است .
جامه
به مردم مدينه پارچه هم تقسيم مىشد . روايت است كه عمر بن خطاب به ميان مهاجرين بردهايى تقسيم كرد . « 1 » محمد بن سلام جمحى گويد : براى عمر حلّههايى از يمن رسيد آنها را ميان اصحاب رسول الله - ص - تقسيم كرد . ابو ايوب انصارى غايب بود . عمر حلّهاى براى خود برداشت « 2 » و حلهاى براى ابو ايوب .
به نظر مىرسد كه بيشتر اين جامهها و پارچهها از باب تعهدى بود كه مردم يمن با عمر كرده بودند ؛ زيرا از شرايط يكى آن بود كه پارچههاى بافته بدهند و اين براى ايشان آسانتر بود .
توزيع جامه در زمان عثمان هم رايج بود و ما در اين باب روايتى نقل كرديم .
اما عصر بنى اميه اشارتى به توزيع البسه نشده است .
در عصر عباسى اشارتى هست . مصعب زبيرى گويد : عبد الله بن مصعب بن ثابت در مدينه همراه مهدى بود . روزى به مجلس نشست ، مردم را عطا داد . هر مرد از قريش را سيصد دينار و هفت جامه عطا كرد . « 3 »
نيز ابو بكر بن عبد الله بن مصعب روايت كرده هارون رشيد او را گرامى مىداشت و كارها به او وا مىگذاشت . از جمله به وسيلهء او براى مردم مدينه در سال 181 نيمى از عطا و جامه و مبلغى بيرون از عطا فرستاد . و نيز در سال 188 نصفى از عطا و جامه و مبلغى بيرون از عطا روان داشت . « 4 »
هامش
( 1 ) - اغانى ، ج 2 ، ص 63 .
( 2 ) - تهذيب ابن عساكر ، ج 5 ، ص 40 .
( 3 ) - نسب قريش ، ص 242 .
( 4 ) - نسب قريش ، ص 242 .