از اين عبارت برمىآيد كه :
1 - مدينه در درجهء اول براى به دست آوردن رزق خود ، نيازمند توليدات مصر بوده است .
2 - اولين محمولهاى كه از مصر به حجاز رسيد ، مقدار آن حدود شصت هزار اردب بوده است .
3 - اين محموله براى رفع نياز مسلمانان بوده و اگر فرض كنيم كه عمر به هر كس چهار اردب داده است كسانى از مردم مدينه كه از آن استفاده كردهاند پانزده هزار نفر بودهاند .
4 - جاى عمومى براى تقسيم جار بوده است كه در آنجا دو انبار ساخته و محمولهء كشتىها را در آنها نهاده است .
5 - رزق ، به موجب حوالههايى از كاغذ كه در زير آن مهر بوده ، تقسيم مىشده است .
از آنجا كه بيشتر مردم مدينه كشاورز بودند و از توليدات كشاورزى خود روزگار مىگذرانيدند ، به طعام « رزق » نيازى نداشتند و اينان حوالههاى خاص خود را مىفروختند ؛ از اين رو خريد و فروش حوالهها شروع شد و مناقشات زيادى را در بين فقها برانگيخت .
مالك از نافع روايت مىكند كه حكيم بن حزام آن طعام را كه عمر حواله داده بود ، قبل از آن كه آن را تحويل بگيرد فروخت ، چون عمر خبر يافت گفت كه پيش از آن كه آن را تحويل بگيرى مفروش . « 1 »
و نيز روايت شده كه در زمان حكومت مروان بن حكم از حوالههاى طعام جار در دست مردم بود ، مردم حوالهها را پيش از آن كه طعام را تحويل بگيرند مىفروختند . زيد بن ثابت و مردى از اصحاب پيامبر نزد مروان رفتند و گفتند : اى مروان آيا بيع ربا را حلال كردهاى ؟
مروان گفت : هرگز . كجا چنين موردى هست ؟ گفتند : آن حوالههايى كه مردم مىخرند پيش از آن كه چيزى تحويل بگيرند آنها را مىفروشند و اين خود گونهاى رباست . مروان عدهاى مأمور فرستاد تا آن حوالهها را از دست مردم گرفتند و به اهل آنها بازگردانيدند .
ابن حنبل به سند خود از سليمان بن يسار روايت كند كه حوالههاى جار به دست تجار افتاد و آنها از مروان اجازه خواستند كه آنها را بفروشند ، مروان اجازه داد . ابو هريره بر او وارد شد و گفت : آيا به بيع ربا اجازه مىدهى ؟ در حالى كه رسول الله - ص - نهى كرده است كه پيش از آن كه طعامى دريافت شود آن را بفروشند . سليمان گويد كه ديدم مروان مأمورانى فرستاد تا آن حوالهها را از دست مردم گرفتند .
هامش
( 1 ) - الموطّأ ، ج 2 ، ص 63 .