عمل سلطان نداريم ، ما را معذور داريد . « 1 »
رزق
به ميان مردم مدينه نيز مواد غذايى تقسيم مىشد . اين غذا را از زمان عمر بن خطاب « رزق » مىگفتند . ابن سعد گويد : عمر جايى به نام دار الرقيق و بعضى گويند دار الدقيق درست كرده بود كه در آنجا آرد و سويق و خرما و مويز و ديگر ما يحتاج مردم را انبار مىكرد تا مسافران از ديار خود بريده و مهمانانى را كه براى او مىآمدند غذا دهد و نيز غذايى در جادهء بين مدينه و مكه سبيل كرده بود و مسافران بريده از ديار خود را غذا مىداد تا خود را از آبى به آب ديگر رسانند . « 2 »
و بلاذرى روايت مىكند كه عثمان روزى نبود كه به مردم چيزى ندهد . مردم را مىگفتند : فردا بامداد براى گرفتن عطاهاى خود بياييد ، مىآمدند و مىگرفتند . يا فردا بامداد براى گرفتن پارچه بياييد ، مىآمدند و مىگرفتند . حتى بسا اتفاق مىافتاد كه عسل و روغن تقسيم مىكرد . « 3 » شعبى گويد كه عثمان بر مقدار رزقى كه عمر معين كرده بود بيفزود . از جمله طعام رمضان بود براى عبادت كنندگانى كه در مسجد مىماندند و ابناء سبيل و مردم بينوا . « 4 »
ابن سعد گويد كه به روايت از جارية بن مصرف ، كه عمر فرمان داد به جريبى از طعام .
پس خمير كرد و نان پخت و تريد درست كرد سپس سى مرد را دعوت كرد تا از آن خوردند .
براى غذاى شب نيز چنين كرد . سپس گفت : براى هر مردى دو جريب در هر ماه كافى است .
پس رزق مردم را در هر ماه دو جريب قرار داد ؛ اعم از زن و مرد و بندگان را نيز هر يك دو جريب در هر ماه . ملاحظه مىشود كه در تقسيم رزق بنده و آزاد برابر بودهاند .
البته مقدار رزق ، همواره بر يك سان ثابت نبود ؛ مثلا مىنويسند وقتى كه عثمان به خلافت رسيد در رزق و جامه گشايش داد . « 5 »
هامش
( 1 ) - ابن سعد ، ج 5 ، ص 306 .
( 2 ) - ابن سعد ، ج 3 ، ص 203 .
( 3 ) - انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 100 .
( 4 ) - طبرى ، ج 1 ، ص 2804 .
( 5 ) - ابن سعد ، ج 2 - 1 ، ص 214 .