چيزى مقرر دارند كه هر سال به آنها داده شود . به گونهاى كه هزينه آن سال را كفايت كند . و آنها را به شرف العطاء ملحق ساخت . « 1 »
در زمان هارون الرشيد به مردم مدينه در يك سال سه عطا داده شد . مصعب بن عبد اللّه زبيرى گويد : در آن سال كه به مدينة الرسول آمد و پسرانش محمد امين و عبد اللّه مأمون هم با او بودند . مردم را سه عطا داد . در آن سال ميان مردان و زنان مالى تقسيم كرد كه مقدار آن هزار هزار و پنجاه هزار دينار بود . و هم در آن سال براى پانصد تن از وجهاى موالى مدينه مقررى معين كرد و بعضى را مقررى شرف تعيين نمود كه از آن جمله بود يحيى بن مسكين و ابن عثمان و مفراق مولاى بنى تميم . « 2 »
جهشيارى گويد : رشيد حج به جاى آورد . يحيى و فضل و جعفر هم با او بودند . چون به مدينه وارد شد ، با يحيى به مجلس نشست و دست عطا گشود . سپس محمد امين با فضل بن يحيى به مجلس نشست و مردم را عطا داد و پس از او عبد اللّه مأمون با جعفر به مجلس نشست و مردم را عطا داد . مردم مدينه آن سال را سال « سه عطا » ناميدند و هرگز چنان عطايى كه در ايام برمكيان ديدند در هيچ زمانى نديدند . « 3 »
مصعب زبيرى گويد : ابو بكر بن عبد اللّه بن مصعب از اشراف قريش و وجهاى ايشان بود . هارون الرشيد او را امارت مدينه داد . او دوازده سال و سه ماه و يازده روز بر سر كار بود .
هارون او را عزيز مىداشت . به دست او نيمى از عطا و جامه و بخششى در سال 181 ه . به مردم مدينه رسانيد و در سال 186 ه . سه عطا و جامههاى فاخر داد .
نيز گويد كه عمران بن محمد گفت : ابو بكر بن عبد اللّه مرا فرستاد كه سه عطا بستانم .
آنها در بيت المال هارون الرشيد در خانه عايشهء صغرى فرود آمده بودند . من از آنجا سه عطا گرفتم كه مبلغ آن هزار هزار و دويست هزار دينار بود . هر عطا چهارصد هزار دينار و در سال 188 ه . نصف عطا و جامه و بخششى بزرگ داده شد . « 4 »
زبير بن بكّار از يونس خياط روايت كند كه مغيرة بن خبيب براى يونس بن عبد اللّه بن سالم پنجاه دينار عطا در سال معين كرده بود . چون در زمان رشيد آن سه عطا به دست به كار
هامش
( 1 ) - اغانى ، ج 3 ، ص 299 .
( 2 ) - طبرى ، ج 3 ، ص 763 .
( 3 ) - الوزراء و الكتاب ، ص 221 و 222 ، طبع مصطفى السقا .
( 4 ) - نسب قريش ، ص 163 .