شمنصير و آن كوهى است مدور بلند كه كس تا كنون برفراز آن نرفته و ندانسته است بر قلهء آن چيست . البته آن كوه مسكن ميمونهاست و آبها از اطراف آن روان است . گويند بيشتر روييدنىهاى آن نبع و شوحط است و نيز نخل و حمض ( شور گياه ) نيز يافته شود . « 1 »
اما غزال ، واديى است كه از ناحيه شمنصير و ذروه مىآيد . از آن خزاعه است . و ساكنان آن اهل عموداند . بكرى گويد : غزال از ارتفاعات عسفان است . حدود يك ميل پيش از آن . از اين ارتفاعات واديى است كه سيلاب آن از ناحيهء سايه مىآيد و در امج مىريزد . چون پيامبر و يارانش احرام بسته به مكه مىرفتند در ثنيّة الغزال در عسفان فرود آمدند در آنجا گورخرى ديدند . سمهودى گويد : غزال واديى است كه از ناحيهء شمنصير مىآيد . ساكنانش خزاعهاند . « 2 »
ميان ثنيّة الغزال و امج وادى جمدان واقع شده .
اما ذو دوران واديى است كه از شمنصير و ذروه مىآيد . در آن دو چاه است كه يكى را رحبه گويند و يكى را سكربه و آن از آن خزاعه است . بكرى گويد : بر ذروه نخل و اراك و بيد دشتى و دوم كه همان مقل است مىرويد . ابن حبيب گويد :
ذروان ميان قديد و جحفه است . « 3 » اصمعى و نصر گويند : بنى كعب بن عمير - از خزاعه - با لحيان در دامنهء ذروان نبرد كرد .
در وادى دوران چاه رحبه واقع است نزديك به جحفه . « 4 »
اما كليّه ؛ عرّام گويد : واديى است كه از شمنصير مىآيد . نزديك جحفه مجموع چند چاه است كه آنها را كليّه گويند و وادى را نيز بدان نام ناميدهاند . نصيب در آنجا مىزيست و يكى از ايام عرب ( جنگهاى عرب ) در آنجا اتفاق افتاد . بكرى گويد : بالاى كليّه سه كوه كوچك و منفرد است آنها را شنابك گويند .
و غدير خم واديى است در آنجا كه به دريا مىريزد . از جحفه تا كليّه دوازده ميل است و آن آبى است از آن بنى ضمره و از كليّه تا مشلك نه ميل است . « 5 »
در فرود كليّه شطب است و آن واديى است محاذى مرجم تا بلاد ضمره .
هامش
( 1 ) - ياقوت ، ج 3 ، ص 322 .
( 2 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 353 .
( 3 ) - بكرى ، ص 561 .
( 4 ) - بكرى ، ص 562 .
( 5 ) - بكرى ص 956 .