در سه ميلى سقيا است . « 1 »
از جايهايى كه در آنها چشمهها فراوان است يكى فرع است . در آنجا منبر است و نخلستانها و آبهاى بسيار . فرع قريهاى است پرنعمت و سرسبز . زيباترين چشمههايش دو چشمه است كه آب فراوان دارند . نام يكى ربض است و ديگرى نجف . با آب آن دو بيست هزار نخل را آبيارى كنند .
عرّام گويد : در طرف راست راه ، رو به روى قدس اسود كوهى است بس بلند به نام آره و كوه ديگرى است كه از اطراف آن چشمههاى آب جارى است و بر هر چشمهاى قريهاى است ؛ از آن جمله قريهء آباد و بزرگ فرع است . اين قريه از آن قريش و انصار و مزينه است . و نيز از آن جمله است امّ العيال . اين قريه از صدقات فاطمه - ع - دخت پيامبر - ص - است و نيز قريهاى است به نام مضيق و قريهاى به نام محضه و نيز قريهء وبره و قريهاى موسوم به خضره و قريهاى كه آن را غفوه گويند و آره را از همه طرف احاطه كرده و در هر قريه نخلها و مزارع است . در سه منزلى سقيا است و در جانب چپ آن از چشمههاى فرع امّ العيال است . « 2 »
چشمههايى نيز نزديك سوارقيه يافته شود . عرّام پس از سخن از وادى عريفطان گويد در محاذى آن مكانى است به نام سوده از آن بنى خفاف از بنى سليم . آبشان از صعبيه است . و آن چند چاه است . در آنجا چشمهاى است به نام عين النازيه . اين چشمه ميان بنى خفاف و انصار مورد نزاع است و خلقى بدين سبب به قتل آمدهاند . سلطان بلد بارها خواسته كه به بهايى گران آن را بخرد ولى از فروش ابا كردهاند . « 3 »
رحضيّه ، در محاذى آن قريهاى يا زمينى است به نام حجر . در آنجا چشمهها و چاههايى است از آن بنى سليم .
از ديگر جايها كه در كتب نام آنها آمده و در آنجا چشمهسارهايى است ؛ عبارتند از :
بدر ، در آنجا دو چشمه است .
يليل ، در آنجا چشمهء بحير است .
صفراء .
هامش
( 1 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 356 .
( 2 ) - زبير بن به كار ، النسب ، ص 52 و ابن حزم ، جمهره ، ص 140 .
( 3 ) - عرام ، ص 28 و ياقوت ج 4 ، ص 596 و بكرى ص 99 ، ص 100 و سمهودى .