در بطن نخل سيصد چاه است و در وادى صحن و وادى بيضان نيز چاههايى است . « 1 »
چشمهها
در منابع نام بسيارى از چشمههاى حجاز آمده است . بسيارى از آنها در مناطق نزديك به دريا و در نزديكى ينبع است .
مؤلف المناسك گويد كه در ينبع صد چشمهء زاينده است . عرّام دربارهء ينبع گويد : در آنجا چشمههاى آب شيرين است با آب بسيار . شريف بن سلمة بن عياش ينبعى گويد در ينبع صد و هفتاد چشمه است . « 2 »
سمهودى گويد : ينبع را بدين نام خواندند به سبب چشمههاى بسيارش ( ينبوع چشمه ) بعضى گفتهاند كه چشمههايش را شمردهاند صد و هفتاد بوده است . « 3 » مراد از « بعضى » شريف بن سلمه است كه ياقوت از او روايت كرده . منابع از فراوانى آب ينبع حكايت كردهاند ، بدون ذكر چشمههايش .
نزديك ينبع اضم است و عين الحب و آلات در آنجاست . عرّام گويد : صفراء روستايى است با نخلستانها و مزارع بسيار ، همهء آبش از چشمهسارهاست . صفراء بالاى ينبع و نزديك مدينه است و آبش به ينبع جريان يابد . « 4 »
ينبع ، وادى آن يليل است كه در غيقه مىريزد و در اين يليل چشمهء بزرگى است كه از درون ريگ مىجوشد ، آبش شيرين و فراوان است . اين آب بر روى ريگ روان است . بنابراين جز در چند موضع زراعت بر آن نتوان كرد . در آنجاها كه زراعت كنند خرما و سبزيجات و خربزه رويد . چشمهاش را بحير گويند . شرب مردم جار ، كه در دو فرسنگى مىزيند ، از اين آب است . « 5 »
حرزه در اين منطقه است . از واديهاى اشعر در قفاره ريزد . و در فرو دست آن چشمهاى
هامش
( 1 ) - عرام ، ص 435 .
( 2 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 392 .
( 3 ) - عرام ، ص 398 و ياقوت ج 3 ، ص 399 و بكرى ، ص 839 و سمهودى ج 2 ، ص 325 .
( 4 ) - عرام ، ص 398 و ياقوت ج 2 ، ص 5 و بكرى ص 355 .
( 5 ) - بكرى ، ص 441 .