واديى رسى كه ميان تو و مرّ الظهران واقع شده كه آن را مسيحه گويند و وادى ديگرى پيش آيد به نام مدركه . اين دو وادى بزرگاند با آب بسيار . از آن جمله آبى است به نام حديبيّه . و فروتر از آن آبهايى است كه از حرّه ( سنگلاخ ) به سوى دريا روانند . « 1 »
فرنفق ، آبى است در ابلى ، ميان معدن بنى سليم و سوارقيّه . « 2 »
در نزديكى ابلى دو چاه سرپوشيده است ، در درون يكى آبى است شور ، آن را رفده گويند و در حوالى آن نخلهايى است و بيشههايى كه عابران در سايهء درختانشان بيارامند .
ياقوت گويد : رفده آبى است در سبخه ، در سوارقيّه . « 3 »
عرّام گويد : چون از عين النازيه بگذرى به آبى رسى به نام هبيه و آن سه چاه است و بر سر آنها مزارعى . « 4 »
از اين نوشتهها برمىآيد كه آبها اطلاق مىشود - غالبا - به آب اندك ، چون مشقّق ، ولى گاه به چاه اطلاق شود . بسيار باشد كه آبها درون واديها باشد چون تربان و واديهاى عسفان و مثعر و مشجر و گاه جارى بود چون آبهايى كه در نزديكى حديبيّه جارى هستند و گاه به حدى است كه با آن زراعت كنند چون عزور .
چاهها
در كتب نام شمار كثيرى از چاهها آمده كه بيشتر آنها بر سر راههاى ارتباطى هستند ، مخصوصا اطراف مدينه .
ياقوت گويد : سعد در نزديكى مدينه بر سر راه فيد است قصر و منازلى و بازارى و آبى شيرين دارد . بر سر راه كسى است كه از فيد به مدينه رود . « 5 »
اما روحا ، ابن رسته گويد : در آنجا مردمى زندگى كنند ، بازارى كوچك دارد ، آبش از چاههاست . سمهودى گويد : در آنجا چاههاى بسيار بوده ولى امروز جز يك چاه باقى نمانده
هامش
( 1 ) - ياقوت ، ج 4 ، ص 449 و عرام ص 415 با پارهاى اختلاف .
( 2 ) - ياقوت ، ج 3 ، ص 788 .
( 3 ) - ياقوت ، ج 2 ، ص 792 .
( 4 ) - ياقوت ، ج 4 ، ص 956 و بكرى ، ص 998 و سمهودى ج 2 ، ص 382 .
( 5 ) - ياقوت ، ج 3 ، ص 91 .