است . « 1 » ابن حوقل گويد : جار بارگاه مدينه است ، در ساحل دريا . كوچكتر از جده . « 2 »
مقدسى گويد : جار بر ساحل دريا ، شهرى است استوار . باروى آن سه طرفش را گرفته و طرف چهارم درياست . خانههاى بلند و بازار آباد دارد . خزانهء مدينه و ديگر شهرهاست . آب از بدر آرند و طعام از مصر . مسجد جامعش صحن ندارد . مردم جار از چشمهء بحيره كه در يليل است آب نوشند . « 3 »
از جار تا ينبع هفتاد و دو ميل است و تا بدر شانزده ميل و تا مدينه سه منزل . « 4 »
محاذى جار ، جزيرهء قراف است در دريا . يك ميل در يك ميل سطح آن است . جز به كشتى به آنجا نتوان رفت . و آن فقط لنگرگاه حبشه است . مردمش چون مردم جار بازرگانند آب را از دو فرسنگى آورند . « 5 »
در فاصله هفت ميلى جار ، سرير واقع شده و آن بارگاه كشيتهايى است كه از مصر و حبشه به مدينه مىآيند و در بلاد كنانه است .
در شمال جار وادى خريق است پيوسته به ينبع « 6 » ميان جار و مدينه بساق واقع شده و آن ملك امية بن حرث بن اسكر است و نيز گردنهء خريم كه آن را خيف خريم نيز گويند . « 7 » گردنهاى است ميان مطيق و صفراء ، در راه جار با عدول از راه مدينه به طرف راست . پيامبر به هنگام بازگشت از بدر از آنجا گذشت . در شش ميلى جار دو تپهء برّتان و بضيع جاى دارد . « 8 » در مشرق جار پايين دست عين الغفاريين .
ميان جار و ودّان بزواء قرار دارد . شهرى سفيد و مرتفع از ساحل . گرمترين بلاد خداوند است . بنى حمزه در آنجا زندگى مىكنند . ميان آن و جحفه وادى رابغ است در فرو دست عزور .
ميان جار و ودّان كلفى است و آن از سمت ريگستان پايين دعان است . و نيز پايين ثنيّه و بالاى شعراء . ودّان پايين ثنيّه است . در شمال غربى كلفى اجاول واقع شده است .
هامش
( 1 ) - عرام ، ص 398 ، و بكرى 355 و ياقوت ج 4 ، ص 5 .
( 2 ) - ابن حوقل ، ج 1 ، ص 31 .
( 3 ) - مقدسى ، احسن التقاسيم ، ص 83 .
( 4 ) - ابن حوقل ، ج 1 ، ص 31 .
( 5 ) - عرام ، ص 399 و بكرى ص 355 و ياقوت ج 2 ، ص 5 ، ج 4 ، ص 48 .
( 6 ) - ياقوت ج 2 ، ص 431 و سمهودى ج 2 ، ص 298 .
( 7 ) - ياقوت ، ج 2 ، ص 431 .
( 8 ) - ياقوت ، ج 2 ، ص 108 و ج 1 ، ص 546 .