آن عثمانيان . « 1 »
اما غيقه ، ابن سكّيت گويد كه آن مكانى است بر ساحل دريا ، بالاى عذيبه . و نيز گويد خردك آبى است و چند نخل به سمت كوه جهينة الاشعر . ياقوت گويد : غيقه مكانى است در ساحل دريا .
از واديهايى كه به غيقه پيوندد ؛ يكى وادى اراك است و آن واديى است پايين دست ثاقل و نيز طموى كه كوهى است كه سيلابهايش به غيقه ريزد .
فراقد از غيقه بيرون آيد و به سوى وادى صفراء روان است . « 2 »
بعال نيز كه سرزمينى است از بنى غفار در نزديكى عسفان . و ذو ظبيه موضعى است ميان ينبع و غيقه . « 3 » و ودعان واديى است نزديك ينبع . در آنجا آبى است از آن عثمانيان .
مريخ ، قلهاى است سياه نزديك ينبع ميان برك و ودعان . اصمعى گويد : مريخه و ممها دو آب هستند به نام شعبان در نزديكى مردمه . « 4 »
ميان ينبع و ساحل قاعس و مناخ و منزل كه همان قب باشد ، خايعان واقع شده و آن دو شعبهاند كه يكى از غيقه آيد و يكى از وادى صّفراء . « 5 »
عذيبه و جار
در جنوب ينبع عذيبه واقع شده و آن قريهاى است و آبى است . در جنوب عذيبه شنوكه است ، در شانزده ميلى جار . شنوكه حد وسط فاصله عذيبه و جار است . بارزترين مكان در جنوب ينبع جار است . عرّام در وصف آن گفته است : جار شهرى است بر ساحل درياى قلزم .
بارگاهى است كه كشتيها از مصر و حبشه و عدن و چين و بحرين و بلاد هند به آنجا لنگر اندازند . داراى منبر است . جايى است آبادان . شرب مردمش از بحيره است و آن چشمهء يليل است . در جار كاخهاى بسيار است . نيمى از آن جزيرهاى است در دريا و نيم ديگرش در ساحل
هامش
( 1 ) - بكرى ، ص 506 و ياقوت ج 2 ، ص 577 .
( 2 ) - ياقوت ، ج 3 ، ص 829 و سمهودى ج 2 ، ص 354 .
( 3 ) - ياقوت ، ج 3 ، ص 903 .
( 4 ) - ياقوت ، ج 4 ، ص 514 .
( 5 ) - بكرى ، ص 928 و ياقوت ج 3 ، ص 626 ، ج 1 ، ص 355 .