زندگى مىكنند . چشمههاى آب شيرين دارد . وادى آن يليل است كه قريهاى است پر نعمت و وادى آن در غيقه مىريزد . « 1 » ابن حوقل گويد ينبع شهرى است داراى بارو و نخلستان و آب و زراعت . در آنجا موقوفاتى است از آن على بن ابى طالب - ع - كه فرزندانش عهدهدار آن هستند . « 2 » مقدسى گويد : ينبع استانى است جليل با بارويى سخت استوار و آب بسيار . از يثرب آبادتر است و درختان خرمايش بيشتر و نيكوتر است و بازارش گرم است . دو دروازه دارد و مسجد جامع نزد يكى از آنهاست . بيشتر ساكنانش بنى حسن هستند . « 3 »
سمهودى گويد : ينبع از نواحى مدينه است كه در زمانهاى متأخر از آن جدا افتاده . به سبب بسيارى چشمه سارهايش ( ينبوع ) آنجا را بدين نام خواندهاند . شريف ابن سلمة بن عياش ينبعى گويد در آنجا صد و هفتاد چشمه است .
در بعضى از كتب آمده است كه ينبع ملك على بن ابى طالب - ع - بود . و بكرى گويد كه ينبع از آن على بن ابى طالب - ع - بود . كوه رضوى در نزديكى آن است ، آن سوى آن حجاز است و از ينبع چون به نشيب روى به ساحل مىرسى . « 4 »
ابن شبّه در باب املاك على بن ابى طالب - ع - در ينبع گويد كه چون رسول خدا - ص - ينبع را گرفت آن را به كشد داد ، او گفت : يا رسول الله من پيرم ، آن را به برادرزادهام ده .
عبد الرحمان بن سعد بن زرارهء انصارى آن را به سى هزار درهم از او خريد . عبد الرحمان به ينبع رفت و در آنجا گرفتار باد سموم شد و بازگشت . على بن ابيطالب - ع - را در منزلى به نام بليّه در نزديكى ينبع ملاقات كرد و على ينبع را از او خريد . نخستين كارى كه در آنجا كرد برآوردن آب بغيبغه بود . و از قعنبى روايت شده كه عمر ينبع را به على بخشيد . سپس على - ع آن را خريد در همان حال كه در اراضى آن كار مىكرد ناگاه آبى فراوان جارى شد . خبر به على - ع - دادند . گفت : ميراثبران خوشدل شوند . ابن ابى يحيى به سندى از عمار بن ياسر روايت مىكند كه پيامبر - ص - ينبع را در ذو العشيره به على - ع - داد . « 5 »
نيز ابن شبّه از ابن ابى يحيى روايت مىكند كه اموال على در ينبع پراكنده بود . از آن
هامش
( 1 ) - عرام ص 397 و سمهودى ج 2 ، ص 392 .
( 2 ) - ابن حوقل ، ج 1 ، ص 33 .
( 3 ) - احسن التقاسيم ، ص 83 .
( 4 ) - بكرى ، ص 1310 .
( 5 ) - تاريخ المدينه ، ص 219 و 221 .