تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
آباد داراى چشمه‌هاى بسيار و رودهاى جارى خوشگوار و باغها و بوستانها و نخلستانها و اهالى آن مردمى بهم آميخته‌اند و كسى كه بخواهد از آنجا به مكه رود ، بر ساحل درياى شور رهسپار گردد ، تا محلى كه به آن « عينونا » « 1 » گفته مىشود و آبادانى و درخت خرما دارد و در آن جاهايى است كه مردم در آنها بجستجوى طلا مىپردازند ، سپس به عونيد « 2 » و آن هم مانند عينونا است ، سپس به صلا ، سپس به نبك ، سپس به قصيبه ، سپس به بحره ، سپس به مغيثه ، كه همان تبعل است ، سپس به ظبه ، سپس به وجه ، سپس به منخوس و در منخوس شناگرانى هستند كه مرواريد بيرون مىآورند ، سپس به حورا ، سپس به جار ، سپس به جحفه ، سپس به قديد ، سپس به عسفان ، سپس به بطن مر . و هر كس خواهد كه بر راه مدينهء رسول خدا رهسپار شود ، از مدين به منزلى رود كه آن را اغراء گويند ، سپس به قالس ، سپس به شغب ، سپس به بدا ، سپس به سقيا ، سپس به ذى المروه ، سپس به ذى خشب ، سپس به مدينه . اينها است منازل از مصر تا مكه و مدينه .

مغرب « 3 »

اما كسى كه خواهد از مصر به برقه و قسمتهاى دور دست مغرب رود ، از فسطاط در طرف غربى نيل رهسپار گردد ، تا به ترنوط رسد ، سپس به منزلى معروف به منى رود كه مردم آن كوچيده‌اند ، سپس به دير كبير معروف به بومينا ، كه كليساى معروف داراى ساختمان شگفت‌انگيز و رخامهاى بسيار در آن واقع است ، سپس به منزل معروف به ذات الحمام و در آن مسجد جامعى است و خود از توابع كورهء اسكندريه است ، سپس در بيابان بر منازل بنى مدلج مىگذرد كه برخى از آنها بر ساحل است و برخى نزديك بساحل و از آنها است منزل معروف به طاحونه و منزل معروف به
هامش
- جزيه پرداخت و رسول خدا نوشته‌اى به او داد ( ر . ك . ترجمهء تاريخ ص 430 ج 1 ) اما ممكن است كه يحنه را پسرى بنام رؤبه بوده و رسول اكرم برد خود را به او داده باشد . ( 1 ) بفتح اول و ضم نون . ( 2 ) جايى نزديك مدين . ( 3 ) قسمت مربوط به مغرب از كتاب « البلدان » يعقوبى ؛ تا پايان متن كتاب در 29 صفحهء عربى ( متن ) و 170 صفحهء لاتين ( نقد و توضيحات و فهرست ) بنام « صفة المغرب » در سال 1860 ميلادى در ليدن منتشر شده است .