اسكندريه را علاوه بر اينها كورههايى است ، از جمله كورهء مريوط و آن كورهاى است آباد كه تاكها و درختها و ميوههايى معروف دارد ، سپس كورهء لوبيه « 1 » ، سپس كورهء مراقبه « 2 » ، و اين دو كوره بر ساحل درياى شور واقع شده و در قريههاى نزديكتر آن قومى از بنى مدلج از كنانه منزل دارند و بيشترش را قومى از بربر منزل گزيدهاند و در آن قريهها و قلعهها است .
كورههاى مصر همهاش در خلافت عمر بن خطاب فتح شد و امير جنگ عمرو بن عاص بن وائل سهمى بود و خراج مصر بر دست عمرو در خلافت وى در نخستين سال ، سرگزيت « 3 » مردها به چهارده ميليون دينار رسيد ، سپس در سال دوم بوسيلهء عمرو ده ميليون جمعآورى شد ، پس عمر بوى نوشت : اى خيانتكار . عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح در خلافت عثمان بن عفان دوازده ميليون دينار باج و خراج جمعآورى كرد ، سپس مردان آن باسلام در آمدند و باج زمين در دوران معاويه با سرگزيت مردها به پنج ميليون دينار بالغ گرديد ، و در دوران هارون رشيد به چهار ميليون دينار كاهش يافت ، سپس ماليات مصر بر سه ميليون دينار قرار گرفت .
مصر و همهء آباديهاى آن در تابستان و زمستان از آب نيل مشروب مىشود كه در ايام تابستان افزوده مىشود و از زمين علوه مىآيد و سرچشمهاش از چشمههايى است و فزونى آن از بارانهايى كه در تابستان مىآيد ، پس روى زمين پراكنده مىگردد تا آنكه همهء زمينها را فرا مىگيرد ، سپس كاهش آن در ماهى از ماههاى قبط كه به آن « بابه » گفته مىشود و همان تشرين اول است آغاز مىگردد ، پس مردم آبادانى و كشت غلات را آغاز مىكنند ، چه در سرزمين مصر جز اندكى باران نمىآيد ، مگر بارانهايى كه در سواحل مىبارد .
عجمهاى مصر همگى از قبطياناند ، آنان كه در صعيد مىباشند « مريس » و
هامش
( 1 ) بضم لام و تشديد يا : شهرى ميان اسكندريه و برقه ،
( 2 ) بفتح ميم و تخفيف ياى فتحهدار .
( 3 ) جزيه .