كنائس و منزل معروف به جب العوسج ، سپس به حوزهء لوبيّه مىرسد و آن كورهاى است در حكم كورههاى اسكندريه و منزلى معروف به منزل معن از آن كوره است ، سپس منزل معروف به قصر شمّاس ، سپس خربة القوم ، سپس رماده و آن اول منازل بربر است و قومى از مزاته و جز آنان از عجمهاى قديم در آن سكونت دارند و نيز قومى از عرب اربلى و جهينه و بنى مدلج و مردمى متفرقه در آن جاى دارند ، سپس رهسپار گردنهاى صعب العبور و ناهموار و بد راه و بيمناك مىشود كه بر ساحل درياى شور واقع شده و هنگامى كه از آن بالا رفت ، بمنزلى معروف به قصر ابيض مىرسد ، سپس مغازههاى رقيم ، سپس قصرهاى روم ، سپس جب الرمل و اينها ديار بربر از ماصلة بن لواته و آميختگانى از مردم است ، سپس به وادى مخيل مىرسد و آن منزلى است شهر مانند داراى مسجد جامع و حوضهاى آب و بازارهاى داير و دژى استوار و مردمى بهم آميخته در آن سكونت دارند و بيشترشان از بربرهاى ماصله و زناره و مصعوبه و مراوه و فطيطهاند ؛ و از وادى مخيل تا شهر برقه سه منزل است در ديار بربرهاى مراوه و مفرطه و مصعوبه و زكوده و جز اينان از طوايف لواته .
برقه
شهر برقه در چراگاهى وسيع و خاكى سخت قرمز واقع شده و شهرى است كه بر آن بارهاى است و دروازههايى آهنين و خندقى ، و ساختمان باره بدستور المتوكل على اللّه انجام يافت و آب آشاميدنى اهالى ، آبهاى باران است كه از كوه در ميان درههايى به آبگيرهاى بزرگى كه خلفا و امرا براى شرب اهل شهر برقه ساختهاند ، مىرسد و پيرامون شهر محلههايى است كه سپاهيان و جز آنان در آنها سكونت دارند و در منازل شهر و ربضها مردمى بهم آميخته سكونت دارند و بيشترشان سپاهيان قديماند كه اولاد و اعقاب پيدا كردهاند و ميان شهر برقه و ساحل درياى شور شش ميل راه است و بر ساحل دريا شهرى است كه به آن اجيه گفته مىشود و در آن بازارهايى - است و پاسگاههايى و مسجد جامعى و باغهايى و ميوههاى فراوانى ؛ و ساحل