آنان كه در پائين آن سرزمين جاى دارند « بيما » « 1 » ناميده مىشوند .
راه مكه از مصر
نخستين منزل كسى كه خواهد از مصر به حج رود و از مصر رهسپار مكه گردد ، به آن « جب عميره » گفته مىشود و حاجيان روز حركت آنجا فراهم مىشوند . سپس منزلى است كه آن را « قرقره » گويند ، در بيابانى كه آب در آن يافت نشود ، سپس منزلى كه به آن « عجرود » گفته مىشود و در آن چاهى است كهن ، دور ريسمان « 2 » و تلخ آب ، سپس « جسر قلزم » پس هر كس خواهد به شهر قلزم درآيد و آن شهرى است بزرگ بر ساحل دريا و بازرگانانى كه خواربار از مصر به حجاز و يمن صادر مىكنند آنجايند و بندرگاه كشتيها در آن واقع است و اهالى آن مردمى بهم آميختهاند كه بازرگانانشان دارا و در رفاهند ، و مردم از قلزم در بيابانى و صحرايى ، شش منزل راه تا أيله مىروند و براى اين شش مرحله آب همراه مىبرند و شهر أيله شهرى است باشكوه بر ساحل درياى شور و حاجيان شام و حاجيان مصر و مغرب آنجا فراهم مىشوند و داد و ستدهاى بسيار دارد و اهالى آن مردمى بهم آميختهاند و قومى آنجا سكونت دارند كه مىگويند آنان از شيعيان عثمان بن عفان مىباشند و در اين شهر برد حبرهاى « 3 » است و گفته مىشود كه آن ، برد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم است ، گويند كه ( رسول اكرم ) هنگامى كه رهسپار تبوك شد ، آن را به رؤبة بن يحنّه « 4 » بخشيد . و از ايله به شرف البعل « 5 » و از شرف البعل ، به مدين و آن شهرى است كهن و
هامش
( 1 ) چنان كه سابقا اشاره شد ، ظاهرا مردم مريسه را « مريس » و نيز مردم بيما ( بكسر اول ) را كه نام ناحيهاى است از بلاد كفر هم مرز صعيد مصر « بيما » ناميدهاند .
( 2 ) ژرف
( 3 ) حبره كعنبه : نوعى از چادر يمانى ، يقال : برد حبرة و برد حبرة على الوصف و الاضافة و يحرك ( منتهى الارب ) .
( 4 ) ظاهرا يحنة بن رؤبه ( بضم يا و فتح حا و تشديد نون فتحهدار و ضم را و سكون همزه ) درست باشد ، چه در سيرهء ابن هشام ( ج 4 ص 180 ) مىنويسد كه چون رسول خدا به تبوك رسيد ، يحنة بن رؤبه مهتر ايله نزد وى آمد و با رسول خدا صلح كرد و تن بر جزيه داد . خود مؤلف هم در تاريخ مىنويسد كه : رسول خدا در شعبان به تبوك رسيد ، پس يحنة بن روبه كشيش ايله نزد وى آمد و با وى صلح كرد و به او
( 5 ) صقعى در شام .