تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
مىگردد ، از ماوراى علوه تا سرزمين سند در نهرى بنام مهران جارى مىشود و هنگام فزونى آن در مصر ، آنجا هم فزون مىگردد ، و در جزيره‌اى كه در سرزمين علوه است مانند فيلها و كرگدنها و ديگر جاندارهاى مشابه جزيره‌هاى سند ، وجود دارد ، و در رودخانهء مهران نهنگها است مانند آنچه در نيل مصر است ، و از أسوان تا اول بلاد نوبه كه به آنان مقرا گفته مىشود ، و آن جايى است بنام « ماوا » و زكريا بن قرقى خليفهء پدرش قرقى پادشاه نوبه در اين محل بود ، و از ماوا تا شهر بزرگ نوبه كه اقامتگاه پادشاه نوبه است و آن سال و دنقله است سى منزل فاصله است .

بلاد بجه

از علاقى تا سرزمين بجه ، آنان كه « حداربه » و كدبين ؟ ؟ ؟ ناميده مىشوند ، بيست و پنج منزل است ، و شهر پادشاه بجه و حداربه را هجر گويند و مردمى از مسلمين به قصد تجارت به آنجا مىروند ، بجه در خيمه‌هاى پوستى منزل مىكنند و ريشهاى خود را مىكنند و برآمدگى سر پستانهاى پسران را مىكنند تا پستانشان شبيه پستان دختران نگردد ، و ذرت و مانند آن را مىخورند و بر شتر سوار مىشوند ، و سوار بر آن جنگ مىكنند چنان كه ( ديگران ) سوار بر اسب مىجنگند و حربه‌ها را مىپرانند و خطا نمىكنند . و از علاقى تا سرزمين بجه ، آنان كه « زنافجه » شان گويند ، بيست و پنج منزل است ، و شهرى كه پادشاه زنافجه در آن سكونت دارد ، به آن « بقلين » گفته مىشود ، و بسا كه مسلمين براى تجارت به آنجا روند ، و مذهبشان مانند مذهب حداربه است ، و آنان را شريعتى نيست ، بلكه بتى را بنام « ححاخوا ؟ ؟ ؟ » پرستش مىكرده‌اند . اما شهرهاى مصر كه در پايين آن سرزمين است ، پس اول آنها شهر « أتريب » است و آن را كوره‌اى است وسيع و قريهء معروف به « بنها » كه عسل آن معروف است در آن واقع شده ، سپس شهر عين شمس ، و آن شهرى است كهن كه گفته مىشود مساكنى از فرعون در آن واقع است ، و در آن آثارى شگفت مانده ، و در آن دو ستون « 1 »
هامش
( 1 ) مسلهء فرعون ستونى است دراز و چهارگوش و سر تيز از آثار فراعنه ( المنجد ) .