تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 678

مساهمون:

ص٦٧٨
وصف در نيايد از حفظ داشت . مردم به او معتقد بودند و به دو تبرك مىجستند . در نزد خواص و عوام قبول خاص يافته بود تا چشم حسودانش از پاى در آورد . العزيز به دو اعتقاد تمام داشت ولى ميان او و وزير درگزينى رقابت بود . چون العزيز به خوارى افتاد وزير آهنگ برافكندن او نمود ، بر ضد او محضرى نوشت و از ميان آثارش الفاظى شنيع بيرون كشيدند . الفاظى كه براى درك معانى واقعى آنها بايد به گويندهء آنها رجوع كرد . جماعتى از علما به خط خود نوشتند كه خونش حلال است . ابو القاسم او را گرفت و بند برنهاد و به بغداد فرستاد . سپس به همدانش بردند و در روز هفتم جمادىالاخرهء همان سال بر دارش كردند . ابو القاسم محمود بن احمد رويانى در اندرابه گفت كه چون زمان قتلش فرارسيد به سوى چوبهء دار نزديك شد و گفت : و سيعلم الذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون . او را نامه‌اى است كه از بغداد به اصحاب و ياران خود به همدان فرستاده كه اگر بر سنگ خوانده شود از هم بشكافد . از آثار اوست : الرسالة العلائية و امالى الاشتقاق و البحث عن معنى البعث و كتاب زبدة الحقائق . در آن كلام صوفيه را به كلام حكما در آميخته و مقدمه‌اى در حساب هندى و جز اينها . .

671 - عبد الله بن محمد بن على الكامل [ 1 ]

ابو القاسم ملقب به الكامل ، خوارزمى الاصل . او از مردم زاوطا از بلاد واسط بود . در آنجا زاده شده بود و نزد پدرش و ابو سعد احمد بن على بن الموصلية ادب عرب آموخت . در سال 500 در واسط حديث گفت و در سال 510 به بغداد آمد و در آنجا بخشى از شعر و تصانيف خود را روايت كرد . معاصر ابو محمد حريرى صاحب مقامات بود . او را در بلاغت نيرويى تمام بود . كتابى به نام الرحل تصنيف كرد در شانزده رحله . و آن را به هبة الله بن فضل بن صاعد بن تلميذ در سال 502 اهدا كرد . در هر « رحله » حادثه‌اى را كه براى خودش يا پدرش اتفاق افتاده بود به شرح باز گفته .
هامش
[ 1 ] ابن الفوطى 5 : 88 و بنگريد به انباه الرواة 2 : 136 ، الوافى 17 : 541 ، تاريخ ابن الدبيثى . عماد نيز در الخريدة برخى رحله‌ها را نقل كرده است .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 678 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى