تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1242

مساهمون:

ص١٢٤٢
عرب و لغت و فقه سر آمد همگان بود . قرائت را از ابن ميمون و عطاردى فرا گرفت و از حمزه و كسائى روايت مىكند . زعفرانى و ابو حاتم سجستانى و روح بن عبد المؤمن و جماعتى از او اخذ كردند . اعلم اهل زمان بود به مذاهب نحويان در قرآن كريم . و نيز وجوه اختلاف را مىدانست . زاهد و پرهيزگار و عابد بود . حكايت شده كه او در نماز بود ، ردايش را دزديدند و بازآوردند آگاه نشد . از آثار اوست : كتاب الجامع در اختلاف قراءات و كتاب وقف التمام ، و غير اينها . يعقوب بن اسحاق در ماه جمادى الاولى سال 205 ، در سن 88 سالگى ، جهان را بدرود گفت . .

1253 - يعقوب بن ربيع [ 1 ]

وى برادر فضل بن ربيع ، حاجب ابو جعفر منصور دوانيقى ، است . اديب و شاعر بود و لذت جوى و شاد خوار . يار و مصاحب آدم بن عبد العزيز اموى بود . آدم نيز مىخواره بود ولى توبه نمود . گويند روزى آدم بن عبد العزيز ، كه ترك مىخوارگى كرده بود ، به سراى يعقوب بن ربيع در آمد . يعقوب گفت : بزم را بر چينيد كه آدم توبه كرده . بزم را برچيدند و آدم را به خانه راه نمودند . چون داخل شد گفت : انّى لاجد ريح يوسف ( يوسف : 94 ) . يعقوب گفت : چنين است ولى پنداشتم كه تو توبه كرده‌اى و بر تو گران مىآيد . گفت : آرى به خدا بر من گران مىآيد . يعقوب گفت : ازآن‌پس كه باده را ترك گفته‌اى چيزى در آن باب گفته‌اى ؟ گفت : آرى ، گفته‌ام : [ 2 ]
الا هل فتى عن شربها اليوم صابر * ليجزيه عن صبره الغد قادر ؟ شربت فلمّا قيل ليس بنازع * نزعت و ثوبى من اذى اللّوم طاهر
يعقوب بن ربيع بر كنيزى عاشق شد و هفت سال در طلب او بود تا مال و جاه خود در
هامش
[ 1 ] معجم المرزبانى : 497 ، تاريخ بغداد 14 : 267 ، رغبة الامل 8 : 251 ، ديوان المعانى 2 : 224 . [ 2 ] حاصل معنى : آيا جوانى هست كه امروز از نوشيدن مى شكيبايى ورزد تا خداوند توانا فردا او را در برابر اين شكيباييش جزا دهد ؟ من باده نوشيدم و چون گفته شد كه از آن روى گردان نخواهد شد ، روى گردان شدم و جامهء خود را از آزار و سرزنش پاك داشتم .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1242 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى