روزى آيهء قل ان كان آباءكم و أبنائكم . . ( التوبه : 24 ) را مىخواندى در آخر آيه به جاى احب اليكم ، احب اليكم خواندى . حجاج به خشم آمد و گفت : در شهرى كه من هستم تو نبايد باشى . پس او را به خراسان تبعيد كرد . يزيد بن مهلّب او را منصب قضا داد ، سپس به سبب مداومت او در شرب نبيد عزلش نمود . يحيى به تشيع گرايش داشت ، بدون آنكه ديگران را فرو كاهد اهل بيت را برترى مىداد . اخبار او بسيار است . وى در سال 129 در گذشت . .
1249 - يزيد بن زياد بن ربيعه [ 1 ]
معروف به ابن مفرغ ، ابو عثمان حميرى . جدش ربيعه مفرغ لقب داشت . زيرا گرو بسته بود كه قدح بزرگى شير را بنوشد و نوشيد تا قدح خالى شد ، ازاينرو ، او را مفرغ گفتند ( خالىكننده ) . نسب شناسان انتساب او را به حمير مورد ترديد قرار دادهاند . او كسى است كه تاريخ و اشعار تبّع را گردآورد . مصاحب عبّاد بن زياد بود ولى ميانشان خلاف افتاد و عبّاد او را به حبس فرستاد . ابن مفرغ در زندان كه بود عبّاد را هجو مىكرد و اين بر خشم او مىافزود . تا سر انجام عبّاد با او بر سر لطف آمد و از زندان آزادش نمود . ابن مفرغ به بصره گريخت و از آنجا به شام رفت و پيوسته از شهرى به شهرى مىرفت و زياد و فرزندانش را هجو مىكرد . عبيد الله بن زياد برادر عبّاد به طلب او در ايستاد . وى در روستاهاى شام مىگرديد و همچنان در هجو خاندان زياد شعر مىسرود . عبيد الله به يزيد بن معاويه نوشت كه ابن مفرغ آبروى خاندان او ريخته حتى كار را به ابو سفيان كشيده و او را زنا كار خوانده . اكنون از خراسان به بصره گريخته و از بصره به شام آمده و در روستاهاى شام مىگردد . يزيد نيز براى يافتن او كسانى را گسيل داشت . ابن مفرغ به بصره بازگرديد و به احنف بن قيس پناه برد ولى احنف از بيم سلطان او را پناه نداد . نزد خالد بن اسيد شد او هم پناهش نداد . پس به معمر و طلحة الطّلحات التجا نمود ، آن دو نيز وعدهء يارى دادند ولى به وعده عمل ننمودند . پس دست التجا به سوى منذر بن جارود عبدى دراز كرد كه دخترش زوجهء عبيد الله بود . او پناهش داد . عبيد الله به پناه دادن منذر بن جارود وقعى ننهاد و ابن مفرغ را گرفت و به حبس فرستاد و براى قتل او از يزيد اجازت خواست ، يزيد اجازت نداد گفت : همچنان او را در حبس نگاه دارند باشد كه
هامش
[ 1 ] طبقات فحول الشعراء : 686 ، الشعر و الشعراء : 276 ، امالى الزجاجى : 229 ، انساب الاشراف 4 / 1 : 374 ، تاريخ الطبرى 2 : 161 ، الاغانى 18 : 180 ، الاكليل 2 : 266 ، جمهرة انساب العرب : 436 ، ابن خلكان 6 : 342 ، سير الذهبى 3 : 522 ، البداية و النهاية 8 : 295 ، 314 ، خزانة الادب 2 : 210 ، 514 .