تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1240

مساهمون:

ص١٢٤٠
ادب شود . عبيد الله فرمان داد او را نبيذ و شبرم دهند تا شكمش روان شد و جامه‌اش را بيالود . و گفت : او را در بازار بدين حال بگردانند . كودكان بصره در پىاش افتادند . سپس او را به زندان بازگردانيدند . مدتى دراز در زندان ماند سرانجام قوم او ، كه از يمينيان بودند ، نزد يزيد شفاعت كردند تا از زندان رهايى يافت . وى در سال 69 در گذشت . اخبار او با بنى زياد طولانى است . .

1250 - يزيد بن سلمة بن سمرة [ 1 ]

ابو مكشوح ، معروف به ابن طثريه . و طثرهء شير ، كرهء آن است . و نيز او را مورق لقب داده بودند . به سبب زيبايى رويش و مويش و شيرينى بيانش به كنيزى به نام وحشيّه عاشق شده بود و دربارهء او شعرهاى نيكو سروده بود . وى مردى بخشنده و اسراف كار بود چنان كه وام بسيار بر او گرد آمد و چون او را طلبكاران گرفتند ، برادرش ثور بن سلمه وام او ادا كرد . او دربارهء زنان غزلهاى فراوان گفته ولى از آن گونه مردان است كه آنها را « زير النّساء » گويند . يعنى زنها فقط براى صحبت و گفتگو نزد ايشان مىنشينند و ايشان مردمى عفيف هستند . او در جنگى كه وليد بن يزيد بن عبد الملك در آن كشته شد ، در سال 127 ، به قتل رسيد . .

1251 - يعقوب بن اسحاق [ 2 ]

ابو يوسف بن سكّيت و سكّيت لقب پدرش بود . پدرش از اصحاب كسائى بود و عالم به ادب عرب و لغات آن و شعر . يعقوب با پدرش معلم اطفال بودند ، در درب القنطره در بغداد . ولى او نيازمند كسب دانش بود . پس به آموختن روى آورد و از ابو عمرو شيبانى و فرّاء و ابن اعرابى و اثرم نحو آموخت . و از ابو عبيده و اصمعى روايت كرد . ابو سعيد سكّرى و ابو عكرمهء ضبّى و محمد بن فرج مقرى و محمد بن عجلان اخبارى و ميمون بن
هامش
[ 1 ] ابن سلام : 779 ، الشعر و الشعراء : 340 ، الاغانى 8 : 157 ، السمط : 103 ، ابن خلكان 6 : 367 ، شرح التبريزى على الحماسة 3 : 46 ، اسماء المغتالين : 247 . [ 2 ] طبقات الزبيدى : 202 ، الفهرست : 79 ، مراتب النحويين : 95 ، تاريخ ابى المحاسن : 201 ، تهذيب الازهرى 1 : 23 ، تاريخ بغداد 14 : 273 ، نزهة الالباء : 122 ، انباه الرواة 4 : 50 ، ابن خلكان 6 : 395 ، عبر الذهبى 1 : 443 ، سير الذهبى 12 : 16 ، البداية النهاية 10 : 346 ، النجوم الزاهرة 2 : 317 ، بغية الوعاة 2 : 349 ، مرآة الجنان 2 : 147 ، البلغة : 288 ، الشذرات 2 : 106 ، رجال النجاشى : 312 ، روضات الجنّات 8 : 217 ، اشارة التعيين : 386 .