تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1217

مساهمون:

ص١٢١٧
ابو حاتم سجستانى گويد : ابو عبيده مىگفت كه اگر شعر فرزدق نبود ثلث لغت عرب از ميان مىرفت . و ديگرى مىگويد : فرزدق مقدّم شاعران اسلامى است ، او و جرير و اخطل . مقام او برتر از اين است كه بدان تصريح كنند يا براى اثبات آن دليلى بياورند ، خاص و عام او را مىشناسند . در گذشته و حال فرزدق را مىستوده‌اند . اما پس از آنكه آن سه تن را برتر شمردند از آن سه كدام يك بر ديگران برترى دارد . قدماى اهل علم و روات ، جرير و فرزدق را بر اخطل ترجيح نهاده‌اند و گويند كه اخطل با آن دو مقايسه نشود ، و ربيعه وقتى اخطل را در رديف آن دو قرار داد دچار افراط شد . اما جرير و فرزدق ، هركس جزالت شعر و فخامت آن و استوارى آن را خواهد فرزدق را مقدم دارد . و هركس شعر مطبوع و سخن سهل و آسان خواهد مىگويد جرير . ابو اليقظان گويد : فرزدق سالخورده شد تا نزديك به صدسالگى رسيد . در باديه بيمار شد . جراحتى در درونش پديد آمده بود . او را به بصره آوردند ، پزشكى گفت بايد به او نفط سفيد خورانيد . فرزدق گفت : آيا مرا در دنيا طعام اهل جهنم مىدهيد . و در همان مرض در سال 110 جهان را بدرود گفت . و جرير شش ماه بعد از او از جهان برفت . و هم در اين سال حسن بصرى و ابن سيرين نيز در گذشتند . زنى از بصريان گفت : چگونه روى سعادت بيند شهرى كه فقيه و شاعرش در يك سال بميرند . چون خبر وفات فرزدق را به جرير دادند بگريست . .

1220 - هيثم بن عدىّ بن عبد الرحمن [ 1 ]

ابو عبد الرحمن كوفى ، اصل او از منبج بود ، مادرش از اسيران منبج . در كوفه زاده شد ، پيش از سال 130 . اخبارى بود و راويه . از اخبار عرب و اشعار و لغات آن اندوختهء فراوان داشت . از هشام بن عروه و عبد الله بن عيّاش و منتوف و مجالد روايت مىكرد . بخارى و يحيى بن معين گويند : ثقه نبود و دروغ مىگفت . ابو داود نيز سخنى
هامش
[ 1 ] تاريخ خليفه : 422 ، البيان و التبيين 1 : 347 - 361 ، المعارف : 538 ، الفهرست : 112 ، تاريخ بغداد 14 : 50 ، نور القبس : 293 ، انباه الرواة 3 : 365 ، ابن خلكان 6 : 106 ، ميزان الاعتدال 4 : 324 ، عبر الذهبى 1 : 353 ، سير الذهبى 10 : 103 ، مرآة الجنان 2 : 32 ، لسان الميزان 6 : 209 ، النجوم الزاهرة 2 : 184 ، طبقات الداودى 2 : 354 ، بنگريد به مروج الذهب 3 : 219 .