تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1208

مساهمون:

ص١٢٠٨

1209 - هبة الله بن صاعد بن هبة الله [ 1 ]

وى به موفق الملك و امين الدوله ملقّب بود . ابو الحسن كنيه داشت و به ابن تلميذ بغدادى معروف بود . در طب و حكمت و ادب سر آمد بود . در زمان خود يگانهء زمان خود بود و از علوم مختلف آگاهى داشت . هم حكيم بود و هم اديب و ، در عين حال ، شاعرى توانا . خطى نيكو مىنوشت . زبانهاى فارسى و يونانى و سريانى را مىدانست و در زبان عربى دستى توانا داشت . نثرش بهتر از شعرش بود . در بيمارستان عضدى سمتى ممتاز داشت و تا پايان عمر در آن سمت بود . براى معالجهء بيماريها در خدمت خلفاى عباسى بود و نزد آنان مكانت يافت . عمر دراز كرد با نيك‌نامى و جلالت قدر . مقدّم مسيحيان بغداد بود . خوش‌محضر و كريم و جوانمرد و بخشنده با ظاهرى آراسته . به موسيقى نيز تمايل داشت و با اهل اين صناعت دوستى مىورزيد . دار القوارير بغداد اقطاع او بود . چون يحيى بن هبيرة به وزارت رسيد اقطاع او را باز پس گرفت . روزى در نزد خليفه مقتفى بود ، هنگامى كه به آهنگ رفتن خواست برخيزد به سبب ضعف پيرى به سختى از جاى برخاست . خليفه گفت : اى حكيم پير شده‌اى ، گفت : كبرت و تكسّر قواريرى ( قوارير به معنى شيشه‌هاست و هم اشارت است به دار القوارير ) . اين سخن در بغداد به زبانها افتاد . خليفه معنى سخن او دريافت و ساعتى در انديشه فرو رفت . فرمان داد كه اقطاع او به او بازگردانند و بر آن در افزود . ميان ابن تلميذ و اوحد الزمان ابو البركات هبة الله معروف به ابن ملكا ، كه هر دو در خدمت المستضيء لامر الله بودند ، دشمنى بود . اوحد الزمان را قصد آن بود كه ابن تلميذ را از ميان بردارد و به هلاكت رساند ، نامه‌اى نوشت و در آن به ابن تلميذ نسبتهايى داد كه از چنويى بعيد مىنمود . آنگاه يكى از خادمان قصر را رشوتى داد كه آن رقعه را به خليفه رساند . چون خليفه نامه برخواند قصد كشتن ابن تلميذ نمود . گفتند : در اين كار شتاب نكند تا كنه كار معلوم گردد . سر انجام دانست كه آن رقعه كار اوحد الزمان بوده و بر او خشم گرفت . پس جان و مال و كتابهاى اوحد الزمان را بر ابن تلميذ مباح كرد . ولى كرم اخلاق امين الدوله مانع آمد كه بدان تعرض روا دارد . فقط به اين دو بيت كفايت
هامش
[ 1 ] تاريخ الحكماء : 222 ، ابن أصيبعة 1 : 259 ، ابن خلكان 6 : 69 ، عبر الذهبى 4 : 172 ، سير الذهبى 20 : 354 ، الوافى ( خ ) ، البداية و النهاية 12 : 250 ، الشذرات 4 : 190 ، الخريدة ( قسم العراق ) 3 / 2 : 132 ، ابن العبرى : 363 ، حكماء الاسلام : 144 .