آلات ديگر دستى توانا داشت . اعمال او در رصد و تنجيم را امرا و وزرا تجربه مىكردند و به صحت آنها اذعان مىنمودند و او از اين راه مالى فراوان تحصيل مىكرد . ديوان ابن الحجاج را برگزيد و آن را به صد و چهل و يك باب مرتب نمود و هر بابى را در يكى از فنون شعر او قرار داد و آن را درة التاج فى شعر ابن الحجاج ناميد . او را ديوان شعرى است . در آخر عمر فالج شد و در سال 134 جهان را بدرود گفت . از اوست : [ 1 ]
قام الى الشّمس بآلاته * لينظر السّعد من النّحس
فقلت اين الشمس قال الفتى * فى الثور قلت الثور فى الشمس
و نيز گويد : [ 2 ]
اهدى لمجلسك الشريف و انّما * اهدى له ما حزت من نعمائه
كالبحر يمطره السّحاب و ماله * فضل عليه لانّه من مائه
.
1208 - هبة الله بن سلامة بن نصر [ 3 ]
ابو القاسم ضرير ، مقرى ، مفسّر و نحوى بغدادى . در جامع منصور در بغداد حلقهء درس داشت . از ابو بكر بن مالك قطيعى و غير او سماع كرد و ابو الحسن على بن قاسم طابثى نزد او درس خواند .
از اوست : كتاب الناسخ و المنسوخ ، و المسائل المنثورة فى النحو و التفسير .
ابو محمد رزق الله بن عبد الوهاب تميمى محدث ، دخترزادهء او بود . هبة الله در ماه رجب سال 410 وفات كرد .
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : با آلات رصد به خورشيد نگريست تا سعد و نحس را تعيين كند ، گفتم : آفتاب در كجاست ؟ آن جوان گفت : در برج ثور است . گفتم : اكنون ثور در آفتاب است .
[ 2 ] حاصل معنى : هديهاى به مجلس شريفت تقديم داشتم . هديهاى كه از نعمتهاى آن حاصل كرده بودم چون دريا كه ابر بر آن مىبارد و آن را بر دريا بخشش نيست زيرا ابر از آب درياست .
[ 3 ] طبقات ابن الجزرى 2 : 351 ، بغية الوعاة 2 : 323 .