قرطبه وفات كرد . در روز چهار شنبه ، وقت نماز عصر ، در مقبرهء قريش به خاك سپرده شد . قوطيّه منسوب است به قوط كه قومى هستند و خود را از فرزندان قوط بن حام بن نوح مىدانند و از ايام ابراهيم ( عليه السلام ) در اندلس بودهاند . .
1098 - محمد بن عمر بن واقد واقدى [ 1 ]
مدنى و از موالى اسلميان بود . مردى دانشمند و داراى تصانيف بسيار است . از مالك بن انس و سفيان ثورى و معمر بن راشد و ابن ابى ذئب و غير ايشان علم آموخت و جماعتى از بزرگان از او روايت كردهاند . محمد بن سعد زهرى با او مكاتبه داشت . او به رأى مالك و سفيان ثورى نيك آگاه بود .
حافظ ابو داود گويد كه ابن المدينى گفته است كه واقدى سى هزار حديث غريب از بر داشت . وى از حافظان مغازى و سير و اخبار و ايام مردم بود . و نيز در فقه و علوم ديگر استادى داشت .
خطيب در تاريخ خود گويد : واقدى به بغداد آمد و قضاى جانب شرقى را بر عهده گرفت . او را در انواع علم از مغازى و سير و طبقات و اخبار پيامبر ( ص ) و حوادثى كه در زمان آن حضرت و پس از وفاتش واقع شده بود دستى توانا بود . وى علاوه بر دانش مردى به جود و سخاوت مشهور بود .
مؤلف گويد : با اين همه جماعتى از محدثان چون ابن معين و ابو حاتم و نسائى و ابن عدى و ابن راهويه و دارقطنى او را ضعيف شمردهاند . اما در اخبار مردم و سير و فقه و ساير فنون ثقه بود . رشيد او را قضاى مشرق بغداد داد ، سپس مأمون قضاى عسكر مهدى را بر عهدهء او نهاد . مأمون گراميش مىداشت و جانب او را رعايت مىكرد .
ابن ابى ازهر از ابو سهل دارى حكايت مىكند كه واقدى گفت : مرا دو دوست بود كه يكى از آنان هاشمى بود كه ما چون دو روح در يك بدن بوديم . من در تنگى معيشت افتاده بودم و عيد هم مىرسيد . زنم گفت : ما مىتوانيم بر بى چيزى صبر كنيم ولى كودكان را چه كنيم ، كه بچههاى همسايه جامههاى نو مىپوشند و بچههاى ما همچنان در
هامش
[ 1 ] طبقات ابن سعد 7 : 334 ، تاريخ خليفه : 472 ، المعارف : 518 ، الفهرست : 111 ، تاريخ بغداد 3 : 3 ، الكامل لابن الاثير 6 : 385 ، ابن خلكان 1 : 506 ، عبر الذهبى 1 : 353 ، سير الذهبى 9 : 454 ، ميزان الاعتدال 3 : 662 ، تذكرة الحفاظ :
348 ، الوافى 4 : 238 ، تهذيب التهذيب 9 : 363 ، النجوم الزاهرة 2 : 184 ، الشذرات 2 : 18 .