تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1127

مساهمون:

ص١١٢٧
داناترين مردم زمان در لغت و ادب عرب و امام و پيشوا در هر دو علم . در روايت اشعار و اخبار سر آمد همگان بود . با اين همه فقيه بود و حافظ حديث و آثار . او به اخبار اندلس و سير ملوك و امرا و علما و شعراى آن ديار آگاه بود . اخبار آنان را از بر داشت و از حفظ املا مىكرد ، ولى بيشتر از او لغت مىآموختند . چون ابو على قالى به اندلس وارد شد با ابن قوطيّه دوستى ورزيد و در تعظيم و تقديم او مبالغه مىكرد . روزى خليفه المستنصر بن الحكم بن عبد الرحمن از او پرسيد : داناترين كسى كه در ديار ما ديدى ، در لغت كيست ؟ گفت : ابو بكر بن القوطيّه . وى علاوه بر وفور دانش زاهد و متقى و پرهيزگار بود . در آغاز شعر مىگفت و در شاعرى بر ديگران شاعران تفوق يافت . ولى پس از چندى به عبادت و عزلت گراييد . ثعالبى از ابو سعيد بن دوست روايت كند كه گفت ابو بكر يحيى بن هذيل شاعر او را در جايى در دامنهء كوه قرطبه ديد كه در آنجا تنها مىزيست . يحيى بن هذيل از ديدنش شاد شد و بداهتا گفت : [ 1 ]
من اين اقبلت يا من لا شبيه له * و من هو الشّمس و الدنيا له فلك
ابن قوطيه تبسم كرد و پاسخ داد : [ 2 ]
من منزل يعجب النسّاك خلوته * و فيه ستر على الفتّاك ان فتكوا
ابن هذيل گويد : من خوددارى نتوانستم ، خم شدم و بر دستش بوسه زدم زيرا او شيخ من و استاد من بود و شعر كمترين صناعت او بود به سبب كثرت دانشش و غرائب معلوماتش . از اوست : كتاب تصاريف الافعال و آن اولين كتاب است در اين فن . سپس ابن القطّاع سعدى از او پيروى كرد و كتاب خود را بر منوال كتاب او تأليف كرد . و نيز كتاب المقصور و الممدود كه كتابى است كه كس همتاى آن نتواند آورد . نيز او راست : شرح ادب الكاتب و تاريخ الاندلس و غير آن . ابن قوطيّه در روز سه‌شنبهء هفت روز باقى مانده از ماه ربيع الاول سال 367 در شهر
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : از كجا آمده‌اى ، اى آنكه تو را همانندى نيست و بر فلك اين جهان چونان خورشيدى ؟ [ 2 ] حاصل معنى : از سرايى كه خلوت آن خوشايند پارسايان است و بر شيفتگان هوى در پردهء حجاب .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1127 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى