از علماى كوفى كه با من بودند اشاره كردم . كسائى گفت : چيست ؟ سخن مرا منكرى ؟
شايد اهل كوفه باشى ؟ گفتم : آرى . گفت : رؤاسى چنين و چنان مىگويد و اين درست نيست . من از اعراب خلاف نظر او را شنيدهام .
از رؤاسى حكايت شده كه گفت : خليل بن احمد كسى را نزد من فرستاد و از من كتاب مرا طلب كرد ، كتاب را نزد او فرستادم ، آن را خواند و كتابش را نوشت .
ابو جعفر رؤاسى مردى صالح و پرهيزگار بود . او را تصانيف بسيار است از آن جمله است : كتاب معانى القرآن و كتاب الوقف و الابتداء الكبير و كتاب الوقف و الابتداء الصغير و الفيصل فى العربية و كتاب التصغير و جز اينها . .
1086 - محمد بن على بن اسماعيل عسكرى [ 1 ]
ابو بكر معروف به مبرمان نحوى . از مبرّد و از ابو اسحاق ابراهيم زجّاج علم آموخت .
به ويژه از زجّاج . ابو سعيد حسن بن عبد الله سيرافى و ابو على فارسى از او فرا گرفتند . در نحو سمت پيشوايى داشت ولى مردى سخيف و فرومايه بود .
پسر مبرّد مىگفت : پدرم را دو شاگرد بود ، يكى كلابادى [ 2 ] كه نزد پدرم درس مىخواند ، سپس مىگفت : مازنى گويد . و يكى نزد پدرم درس مىخواند و مىگفت زجّاج مىگويد .
ابو بكر مبرمان در تدريس بخيل بود . كتاب سيبويه را درس نمىداد مگر آنكه صد دينار بگيرد . ابو هاشم جبّائى نزد او رفت تا كتاب سيبويه را بخواند . مبرمان گفت : رسم ما را مىدانى ؟ ابو هاشم گفت : آرى ولى از استاد مىخواهم كه مرا مهلت دهد تا مالى كه بايد از بغداد برايم برسد ، بيايد و در اين مدت صندوقى پيش استاد به وديعت مىگذارم كه چند برابر آن بيرزد . آنگاه صد دينار را مىدهم و وديعه را مىستانم . مبرمان نخست قدرى امتناع كرد ، سپس قبول نمود . ابو هاشم خورجينى را كه در چرم گرفته بودند پر از سنگريزه كرد و قفل آن بست و نزد مبرمان آورد و در پيش او بر زمين نهاد . مبرمان از شكل ظاهر و سنگينى آن شك نكرد كه متاعى گرانبها نيست ، آن را در جايى نهاد و درس را آغاز كرد . چون كتاب به پايان آمد مبرمان گفت : حال مال مرا بياور و وديعهء خود برگير .
هامش
[ 1 ] طبقات الزبيدى : 114 ، الفهرست : 66 ، انباه الرواة 3 : 189 ، الوافى 4 : 108 ، بغية الوعاة 1 : 175 و مراتب النحويين :
35 ، اخبار النحويين البصريين : 108 ، عبر الذهبى 2 : 209 .
[ 2 ] م : تكلاباذى .