1018 - محمد بن جعفر عطّار نحوى [ 1 ]
ابو جعفر ، ملقب به فرتك . خطيب گويد : اهل مخرّم . از حسن بن عرفه حديث مىكرد و دارقطنى از او روايت مىنمود . خطيب چيزى بيشتر از اين ذكر نكرده . .
1019 - محمد بن جعفر بن محمد همدانى مراغى [ 2 ]
محمد بن اسحاق نديم از او ياد كرده و گفته است : معلّم عز الدوله ابو منصور بختيار بن معز الدولة بن بويه بود . خطيب گويد : كنيهاش ابو الفتح بود . ساكن بغداد بود . در بغداد از ابو جعفر احمد بن عبد الله بن مسلم بن قتيبة روايت مىكرد . قاضى ابو الحسين محاملى در سال 371 از او روايت كرده است . محمد بن اسحاق گويد : حافظ و نحوى و اهل بلاغت بود . از آثار اوست : كتاب البهجة به شيوهء الكامل و كتاب الاستدراك در باب آنچه خليل از ذكر آن غفلت ورزيده .
ابو حيّان در الامتاع جماعتى از نحويان را وصف كرده ، چون ابو سعيد سيرافى و رمّانى و ابو على فارسى . سپس گويد ولى مراغى به پايهء اينان نمىرسيد . هركس در كتاب بهجهء او بنگرد در يابد كه من چه مىگويم . همو در المحاضرات گويد : چون مراغى وفات كرد - و او در نحو سمت پيشوايى داشت و در ادب از اعلام بود - با وجود سن كمش ، ابو سعيد سيرافى كه خبر مرگ او شنيد انا للّه گفت و گريست . سپس گفت : برخيزيد تا جنازهء او به گورستان بريم . چون جنازه را از خانه بيرون بردند گريستن گرفت و اين دو بيت خواند [ 3 ] :
أساءت بنا الايام ثمّت احسنت * و كلّ من الايام غير بديع
و ما زال صرف الدهر مذ كان مولعا * بتأليف شتّى او بشتّ جميع
هامش
[ 1 ] تاريخ بغداد 2 : 138 ، انباه الرواة 3 : 82 ، بغية الوعاة 1 : 71 .
[ 2 ] تاريخ بغداد 2 : 152 ، الفهرست : 94 ، الامتاع و المؤانسة 1 : 133 ، انباه الرواة 3 : 83 ، 87 ، بغية الوعاة 1 : 70 .
[ 3 ] حاصل معنى : روزگار با ما بدى كرد و جاى ديگر نيكى و هر چه از روزگار آيد نازيباست . گردش روزگار پيوسته آزمند دو كار بوده : يا آنها را كه پراكندهاند گرد آرد يا آنان را كه جمعند پراكنده سازد .