شوم ، نتوانستم . عادات او بر من متعذر بود . ابو جعفر هرگز سخن نابجا نمىگفت و به خدا قسم نمىخورد . از خوردن دنبه پرهيز مىكرد و گوشت قرمز مىخورد و آن را با مويز مىپخت . مىگفت : چربى براى معده ضرر دارد . همچنين از كنجد و شهد هم پرهيز مىنمود . و معتقد بود كه خرما هم معده را زيان مىرساند و هم چشم را ضعيف مىكند و هم دندانها را فاسد . صوّاف مىگفت : من بارها خرما خوردهام ضررى از آن نديدهام .
ابو جعفر مىگفت : ضرر از اين بيشتر كه گرفتارش آمدهاى . زيرا صواف را دندانها ريخته بود و چشمش ضعيف شده بود و جسمش لاغر و رنگ پوستش زردى گرفته بود .
ابو جعفر ريش انبوهى داشت ، بسيار مراقب خودش بود . فقط نان سفيد مىخورد زيرا گندمش را شسته بودند ، مىگفت : براى پاك كردن آفتاب و آتش و باد كافى نيست . از انگورها انگور رازقى مىخورد و انجير وزيرى و رطب . شير را در ظرفى كرده بر آتش مىنهاد تا بجوشد . سپس نان را در ظرفى خرد مىكرد و شير گرم روى آن مىريخت و مىگذاشت تا سرد شود . سپس قدرى صعتر و سياهدانه و روغن زيتون بر آن مىافزود .
سفيدبا و زيربا بسيار مىخورد ، چه بسا در فصلش غوره مىخورد . و در تابستان از خوردن خرماى سرخ كرده در روغن و كشك و ريحان و نيلوفر غفلت نمىكرد و چون طعام مىخورد در خيمهاى از كتان مىآرميد ، با جامهاى با آستينهاى كوتاه رنگ شده در صندل و گلاب به خواب مىرفت ، سپس برمىخاست و نماز ظهر را در خانه به جاى مىآورد و به نوشتن كتابى كه در دست داشت مشغول مىشد . براى نماز عصر بيرون مىآمد و پس از نماز به مجلس مىنشست يا براى مردم چيزى مىخواند يا از آنان چيزى مىشنيد تا وقت مغرب . سپس تا هنگام نماز عشا به درس فقه مىنشست ، آنگاه به منزل بازمىگشت . همه شب و روزش در كار مصلحت خود و دينش بود يا به كار مردم مىپرداخت .
كتاب فردوس الحكمهء على بن ربن طبرى را استنساخ كرد و آن را نزد مصنفش به سماع فرا گرفت . ابو بكر بن كامل گويد كه من آن كتاب را در شش جزء نزد او ديدم .
روزى ابو الفرج بن ثلّاج ، كه مريد و شاگرد او بود ، گفت : امروز طباهقه خوردهام .
ابو جعفر گفت : طباهقه چيست ؟ گفت : يعنى طباهجه ، مگر نديدهاى كه عرب جيم را به قاف بدل مىكند . ابو جعفر گفت : پس تو ابو الفرق بن الثلاق هستى ، اين مرد به همين نام معروف شد و ابو جعفر بدين نام با او مزاح مىكرد .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1071
مساهمون: ياقوت الحموي
ص١٠٧١