تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 973

مساهمون:

ص٩٧٣
واگذار كرد ، ديوان مشرق نيز بر او مقرر بود . سپس در امر نواب اختلالى پديد آمد . ديوان مشرق را به پسر خود ابو احمد محسّن سپرد . محسّن ابو القاسم بن ثابت را خليفهء خويش ساخت و قدامة بن جعفر عهده‌دار مجلس زمام در اين ديوان گرديد . محسّن در اين شغل لياقت خود نشان داد و از سوى عمال اموال بسيار عايدش گرديد . .

919 - قعنب بن محرّر باهلى [ 1 ]

ابو عمرو راويه از مردم توانگر بصره بود . ابو العيناء نزد او آمد و شد داشت . نخست از او بهره‌مند مىشد ولى با او دل بد كرد و هجوش نمود . ابو العيناء گويد : قعنب باهلى به جوانى از جوانان آل مهلب عشق مىورزيد . با پدرش و يكى از خادمانش دوستى نمود . جوان او را بر حذر مىداشت تا روزى او را به باغى دعوت كرد و گروهى از مهلّبيان و موالى ايشان نيز بيامدند و به خوردن و آشاميدن پرداختند . سپس آنان را به فروگرفتن قعنب اشارت كرد . آنان قعنب را فرو گرفتند و آبرويش را ريختند . عمر بن محمد فقيه گويد : شنيدم محمد بن عثمان بن ابى شبيبه مىگفت كه عمّ من قاسم بن ابى شبيبه قعنب بن محرّر را در آشاميدن نبيذ ملامت كرد و گفت : تو ديگر پير شده‌اى بهتر است آن را ترك گويى . قعنب گفت : ابو محمد آيا در هنگام دميدن گلها مرا سرزنش مىكنى . .

920 - قنبل بن عبد الرحمن مكى [ 2 ]

ابو عمر قنبل بن عبد الرحمن . قنبل لقبى است كه بدان اشتهار داشته است . او را قنبل مىناميدند زيرا دوايى به كار مىبرد به نام قنبيل كه به گاو مىدادند و نزد عطاران معروف بود . بعضى مىگويند از قومى بود به نام قنابله كه در مكه مىزيستند . اگر چنين مىبود مىبايست او را قنبلى مىگفتند . وى به سال 291 ، در ايام مكتفى در سن 96 سالگى ، بمرد . تولدش در سال 195 در ايام امين بوده است . ده سال پيش از مرگ خود درس قرآن را تعطيل كرد . وى از اصحاب بزرگ عبد الله بن كثير بود و نزد او قرآن خوانده بود . قرائت ابن كثير را او رواج داد . قنبل در مكه امور شرطه را بر عهده داشت و اين كار را جز به اهل
هامش
[ 1 ] نور القبس : 219 . [ 2 ] طبقات القراء لابن الجزرى 2 : 162 ، الوافى للصفدى 3 : 226 ، سير الذهبى 12 : 84 .