تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 952

مساهمون:

ص٩٥٢
بدين عبارت داد : الحمد لله الذى اغنانا بالوحوش عن الجيوش . بعد از او پسرش بهستون بن وشمگير به جايش نشست . وى در سال 367 در گذشت . عضد الدوله ابو شجاع فنا خسرو بن ركن الدوله ابو على شوى دختر بهستون بود . معز الدوله از خليفه المطيع خواست كه او را خلعت و منشور امارت جرجان و طبرستان دهد . او نيز بپذيرفت و او را ظهير الدوله لقب داد . آنچه خليفه فرستاده بود در ماه جمادى الاولى سال 360 برسيد . بدين خاطر بلاد خود را آذين بست و چون رسول در آمد و خلعت خليفه بياورد از تخت فرود آمد و بر او مال فراوان نثار كرد و براى المطيع لله در پاسخ آن خلعت و لقب شصت هزار دينار و بسيارى جامه‌ها و اسبها فرستاد . چون بهستون در گذشت ، برادرش قابوس بن وشمگير به جايش استقرار يافت . خليفه الطائع لله براى او هم منشور و خلعت فرستاد و او را شمس المعالى لقب داد . قابوس فاضل و اديب و اهل ترسّل و شاعر بود . رسايل او در ميان مردم دست به دست مىگردد . ميان او و صاحب بن عبّاد مكاتبه بود . قابوس مردى تندخوى بود . لشكريانش از او دل آزرده شدند و با او دگرگون گشتند . قتل او را در چشم پسرش منوچهر بياراستند و گفتند كه او را در بند كن ، اگر چنين نكنى او را خواهيم كشت . و اگر ما او را بكشيم بر جان خود از تو در امان نخواهيم بود و به ناچار تو را هم به او ملحق خواهيم كرد . منوچهر بر پدر حمله آورد و او را بگرفت و در قلعه محبوس ساخت بى هيچ پوششى كه بتواند خود را از شدت سرما در امان دارد . قابوس فرياد مىزد : چيزى به من دهيد هر چند جل اسبى باشد و بر اين حال ببود تا بمرد . او در احكام نجوم سرنوشت خود ديده بود كه به دست فرزندش كشته مىشود . نخست پسر را در جايى دور از خود جاى داد و چون نشان فرمانبردارى در او مشاهدت كرد او را به خود نزديك ساخت و اين سبب مرگش شد . سپس منوچهر كسانى را كه به قتل پدرش توطئه كرده بودند بگرفت ، شش تن بودند ، پنج تن را بكشت و ششمى به خراسان گريخت . محمود بن سبكتكين او را بگرفت و نزد منوچهر فرستاد . از او سبب پرسيدند . گفت : نمىخواهم مردم در كشتن پادشاهان دلير شوند . پس او نيز كشته شد . منوچهر در سال 423 در گذشت . پسرش انوشيروان بن منوچهر جاى او را گرفت . انوشيروان در سال 435 بدرود حيات گفت و پسرش جستان بن انوشيروان به جاى او قرار گرفت .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 952 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى