تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 802

مساهمون:

ص٨٠٢
رفيع يافت . سرانجام از سوى او به قضاى جرجان منصوب گرديد . حتى پس از مرگ صاحب هم او مقام و مرتبت خود را حفظ كرد و قاضىالقضات رى گرديد و تا زنده بود در آن منصب بود . چون صاحب رسالهء خود را در بيان معايب شعر متنبّى نوشت ، قاضى ابو الحسن نيز كتاب الوساطة بين المتنبى و خصومه فى شعره را نوشت و تبحر خود را در ادب و علوم عرب و قوت حافظه و قدرت نقد در آن آشكار ساخت و كتاب در اندك مدتى در همه جا شهرت يافت . جرجانى همواره در اشتياق بغداد بود . در قصيده‌اى گويد [ 1 ] :
يا نسيم الجنوب باللّه بلّغ * ما يقول المتيّم المستهام قل لاحبابه فداكم فؤاد * ليس يسلو و مقلة لا تنام بنتم فالرّقاد عندى سهاد * مذ نأيتم و العيش عندى لمام كلّ انس و لذّة و سرور بعد ما بنتم علىّ حرام
.

785 - على بن عبد العزيز بن ابراهيم [ 2 ]

پدر ابراهيم بنان بن حاجب النعمان بود . على بن عبد العزيز ابو الحسن كنيه داشت . در شرح حال پدرش سبب تسميهء حاجب النعمان را آورديم . او را ديوان شعر بزرگى است . پدرش كاتب ابو محمد مهلّبى وزير معز الدوله بود و ابو الحسن دبير الطائع لله سپس القادر بالله . در شوال سال 386 به اين سمت رسيد . او را رئيس‌الرؤساء خطاب مىكردند . به مدت چهل سال دو خليفه را خدمت كرد . در ماه رجب سال 423 وفات كرد . پسرش ابو الفضل به جاى او نشست ولى جانشين لايقى نبود و پس از چند ماه معزول شد .
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : اى نسيم جنوب ، خدا را ، برسان به ياران من پيام عاشق سر گشته را . به دوستانش بگوى فداى شما باد قلبى كه تسلى نمىيابد و چشمانى كه به خواب نمىروند . از من دور شديد و خواب من به بيدارى بدل گرديد و از آن وقت كه دور شده‌ايد زندگى من حقير و بىمقدار گرديد . هر لذت و سرور بعد از دورى شما بر من حرام است . [ 2 ] المنتظم 8 : 51 ، تاريخ بغداد 12 : 31 .