سال يا در همان حدود پيش از او چشم بر جهان فرو بست . .
699 - عثمان بن على بن عمر سرقوسى [ 1 ]
ابو عمرو نحوى بود و از صقليه . سلفى گويد در نحو و لغت مقامى ارجمند داشت . نزد ابن فحّام و ابن بلّيمه [ 2 ] و جز ايشان قرآن خواند . او را در علم قراءات و نحو و عروض تأليفاتى است . در جامع مصر حلقهء تدريس قرآن داشت و مردم از او بهره مىبردند . مدتى كه من در مصر بودم ملازم من بود . احمد بن سلفه گويد به ابو عمرو عثمان بن على بن عمر صقلى انصارى در اسكندريه نامهاى نوشتم مشتمل بر نثرى پيوسته به نظم . او نيز جوابى نيكو داد كه حكايت از كمال فضل و ادب او داشت . .
700 - عثمان بن على بن عمر خزرجى صقلى [ 3 ]
حافظ ابو عمرو نحوى . ابو طاهر احمد بن محمد بن احمد سلفى و ابو محمد بن برّى نحوى و ابو البقا [ 4 ] صالح بن عادىّ عذرى انماطى مصرى نزيل قفط از او روايت كردهاند . از آثار اوست : كتابى مختصر در قوافى ، كه سلفى در سال 517 از او روايت كرده ، و نيز كتاب مخارج الحروف ، اين كتاب نيز مختصر است و كتاب مختصر العمدهء ابن رشيق و كتاب شرح الايضاح .
در كتاب مختصر العمده گويد كه مرا قصيدهاى است بدين آغاز [ 5 ] :
رحلت فعلّمت الفؤاد رحيلا * فبكت فصيّرت الاسيل مسيلا
و اذا الحبيب اراد قتل محبّه * جعل الفراق الى الممات سبيلا
و نيز در كتاب مختصر العمده ذكر سرقات كرده و گويد مرا قصيدهاى است كه در آن
هامش
[ 1 ] انباه الرواة 2 : 342 ، بغية الوعاة 2 : 134 ، اشارة التعيين : 202 ، معجم السفر للسلفى : 231 - 232 .
[ 2 ] ابن بليمه را ابن الجزرى به فتح باء و تشديد مكسور ضبط كرده . او حسن بن خلف قيروانى بود كه در اسكندريه مىزيست . در سال 514 در گذشت .
[ 3 ] ياقوت اين شرح حال را از سلفى گرفته .
[ 4 ] م : ابو البقى .
[ 5 ] حاصل معنى : خود سفر كرد و به دل سفر كردن آموخت و گريست و بر چهرهء لطيف خود سيل اشك جارى ساخت . چون معشوقى آهنگ قتل عاشق كند فراق را راه مرگ قرار دهد .