تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩
خود نشست . گفت : آن غريب چه مىكند ؟ گفتم : اينجا هستم خدايت رحمت كناد . گفت : شب را در مسجد به روز آوردى ؟ گفتم : آرى . گفت : تو اولى به قرائت هستى . من صدايى رسا و خوش داشتم . خواندن آغاز كردم و صدايم در مسجد رسول الله ( ص ) طنين افكند . سى آيه خواندم . نافع با دست اشارت كرد كه بس است . جوانى از حلقهء درس برخاست و گفت : اى معلم - اعزك الله - ما در اينجا با تو هستيم و اين مرد غريب است و براى آموختن قرائت نزد تو آمده و تو از هريك از ما مىخواهى كه سى آيه بخوانيم ، من از سهم خود ده آيه به او مىدهم و به بيست آيه اكتفا مىكنم و اين جوان فرزند بزرگ مهاجران بود . من ده آيهء ديگر خواندم . نافع اشارت كرد كه بازايستم . جوانى ديگر برخاست و او فرزند بزرگ انصار بود او نيز ده آيه از سهم خود را به من داد . اكنون سهم من پنجاه آيه شده بود و من هر روز پنجاه آيه مىخواندم و پيش از آنكه از مدينه بيرون آيم چند بار قرآن را در نزد او ختم كردم . .

696 - عثمان بن سعيد بن عثمان اندلسى [ 1 ] ( الف )

ابو عمرو مقرى ، معروف به ابن صيرفى . حميدى ذكر او آورده است و گويد كه محدّث و قارى قرآن بود . در اندلس از محمد بن عبد الله بن ابى زمنين البيرى و جز او علم آموخت . سپس پيش از سال 400 رهسپار مشرق شد و از جماعتى از عالمان به علم قراءات سماع كرد و به اندلس بازگشت و در صدر قاريان قرار گرفت و در باب قراءات آثارى به وجود آورد و در ارجوزه‌اى منظوم ساخت كه مشهور است . در شوال سال 444 در دانيه از بلاد اندلس در گذشت . از اوست : كتاب التيسير فى القراءات السبع و كتاب الاقتصاد فى القراءات السبع . .

697 - عثمان بن سعيد بن عثمان [ 2 ] ( ب )

ابو عمرو دانى مقرى . وى در شرح حال خود آورده است كه من به سال 372 به دنيا
هامش
[ 1 ] جذوة المقتبس : 286 ( و بغية الملتمس رقم 1185 ) ، الصلة : 385 ، طبقات ابن الجزرى 1 : 503 ، تذكرة الحفّاظ : 1125 ، عبر الذهبى 3 : 207 ، سير الذهبى 18 : 77 ، انباه الرواة 2 : 341 ، الديباج المذهب : 188 ، الشذرات 3 : 272 ، مرآة الجنان 3 : 62 ، النجوم الزاهرة 5 : 53 ، نفح الطيب 2 : 135 ، طبقات الداودى 1 : 373 ، شمار تأليفاتش به صد و بيست مىرسد . [ 2 ] منابع پيش از اين آمده است .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 699 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى