و ساق بت اشرب من يديه * مشعشعة بلون كالنّجيع
فحمرتها و حمرة وجنتيه * و نور الكأس فى نور الشموع
ضياء حارت الابصار فيه * بديع فى بديع فى بديع .
589 - شمّر بن حمدويه [ 1 ]
ابو عمرو هروى . عالم و فاضل و ثقه بود . هم نحوى بود و هم لغوى و راوى اخبار و اشعار .
در جوانى به عراق سفر كرد و از جماعتى از اصحاب ابو عمرو شيبانى و ابو زيد انصارى و ابو عبيده و فراء چون رياشى و ابو حاتم سجستانى علم آموخت . سپس به خراسان بازگشت و از اصحاب نضر بن شميل و ليث اخذ دانش كرد . كتابى بزرگ به ترتيب حروف معجم تصنيف نمود كه از حرف جيم آغاز كرده بود . كتابى بىهمتا بود ، در آن تفسير و غريب حديث آورده بود . ابو عمرو هروى كتابش را به كس نمىداد كه از آن نسخه بردارد .
بعد از مرگ او كتاب به دست خويشاوندان او افتاد . آنها نيز آن را از نظر مردم دور نگه داشتند و كس از آن منتفع نشد . و نيز گويند كه او به يعقوب بن ليث پيوست و همراه او به نواحى ايران سفر كرد . و كتاب را نيز با خود به هر جا مىبرد . هنگامى كه آب نهروان لشكرگاه يعقوب را فرا گرفت كتاب ابو عمرو نيز با ديگر متاعها غرق شد . او را جز كتاب الجيم آثارى ديگرى است چون كتاب غريب الحديث ، كه كتاب بسيار بزرگى است و كتاب السلاح و كتاب الجبال و الاودية و غير آنها .
وى در سال 255 در گذشت در ايام معتز يا مهتدى زيرا در اين سال معتز خلع شد و مهتدى به جايش قرار گرفت .
شمر بن حمدويه گويد : بر الياس بن اسد سامانى داخل شدم ، خبر مرگ عبد الله بن طاهر را آوردند ، گفت : اى شمّر آنچه گويم فراگير . مرگ فوت ابدان و موت اقران است .
هامش
[ 1 ] انباه الرواة 2 : 77 ، تهذيب اللغه 1 : 21 ، نزهة الالباء : 135 ، الوافى 16 : 180 - 181 ، البلغه 94 ، بغية الوعاة 2 : 4 .