او وليد بن حصين است . علامهاى نسبشناس بود ولى روايات او را ضعيف شمردهاند .
كنيهاش ابو المثنى بود وى يك چشم داشت و نبيذ نمىخورد مگر يك قدح . ابن دريد از كلبى و او از پدرش حكايت مىكند كه روزى نزد شرقى نشسته بوديم . گفت : كدام يك از شما اسد بن عبد مناف بن شيبة بن عمرو بن المغيرة بن زيد را مىشناسد كه در نزد رسول الله ( ص ) اشرف همهء مردم بود ؟ گفتند : نمىشناسيم . گفت : او على بن ابى طالب است كه مادرش او را اسد ناميد زيرا به هنگام ولادتش پدرش غايب بود و نام ابو طالب عبد مناف بود و نام عبد المطلب شيبه و نام هاشم عمرو و نام عبد مناف مغيره و نام قصى زيد .
در مسند شرقى آمده است كه عبد الله بن رواحه نزد پيامبر ( ص ) آمد و گفت : من در يكى از شبها با كنيزى همبستر بودم زنم بيدار شد و ماجرا را فهميد و در گريه شد و من انكار كردم . گفت : اگر راست مىگويى چند آيه از قرآن بخوان و من خواندم :
و فينا رسول الله يتلو كتابه * كما لاح معروف من الصبح ساطع
تراه يجافى جنبه عن فراشه * اذا وطّئت بالمشركين المضاجع . . .
گويد : رسول الله ( ص ) خنديد آن سان كه دست جلو دهان گرفت . سپس پرسيد ، زنت چه گفت : گفتم گفت : حال كه قرآن خواندى معلوم مىشود چشم من خطا كرده و كتاب خدا را تصديق مىكنم . رسول الله ( ص ) فرمود زنت را در دين صاحب فهم يافتى .
588 - شهفيروز بن سعد [ 1 ] بن عبد السيّد [ 2 ]
ابو الهيجاء اصفهانى ، اديب و فاضل و شاعر و در نظم و نثر توانا . او را مقاماتى است كه در سال 490 انشا كرده است . از ابو جعفر محمد بن احمد بن مسلمة و ديگران علم آموخت .
در سال 530 وفات كرد . از اوست [ 3 ] :
هامش
[ 1 ] م : سفهفيرو زبن شعيب .
[ 2 ] الوافى 16 : 196 ، الفوات 2 : 107 ، عيون التواريخ 12 ، 323 .
[ 3 ] حاصل معنى : و ساقىاى كه شب هنگام از دستان او شرابى مىنوشم شرابى آميخته به آب خونرنگ . سرخى شراب و گلگونهء عارضان او و فروغ جام و نور شمعها ، پرتوى است كه ديدگان در آن حيران مانند . زيبا در زيبا در زيباست .