تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦

553 - سلامة بن عبد الباقى بن سلامة [ 1 ]

ابو الخير انبارى ، مقرى و نحوى . وى نابينا بود . عالم به قراءات و زبان و ادب عرب . نزد ابن طاوس مقرى قرائت آموخت . سپس به مصر رفت و در آنجا سكونت گزيد و در جامع عمرو بن عاص صاحب مرتبتى شد و به ديگران قرآن و نحو مىآموخت . او را تأليفاتى است چون شرح بر مقامات حريرى . وى در سال 503 تولد يافت و در ماه ذوالحجهء سال 590 در مصر وفات كرد .

554 - سلامة بن غيّاض بن احمد [ 2 ]

ابو الخير كفرطابى نحوى . دوست ما ابن نجّار در تاريخ خود ذكر او آورده است و گويد كه در سال 526 به بغداد آمد . ابو محمد خشّاب از دانش او اندكى نوشت . در مصر از ابو القاسم على بن جعفر بن قطّاع سعدى علوم ادبى فرا گرفت . او را در نحو مصنفاتى است چون التذكره ، در ده مجلّد ، و كتاب ما تلحن فيه العامه و رساله‌اى ادبى در برانگيختن بر تعليم زبان و ادب عرب . وى به سال 533 در گذشت . از اوست [ 3 ] :
اقنع لنفسك فالقناعة ملبس * لا يطمع الاشرار فى تخريقه فلربّ مغرور غدا تغريقه * فى حرصه سببا الى تغريقه .
از خط شيخ ابو محمد بن خشاب خواندم كه سلامة بن غيّاض مرا حكايت كرد كه از يكى از دختران عرب قدرى نخ خواستم تا چيزى بدوزم . او را گفتم : اعطنى خويطا . او خردك شاخه‌اى از درختى آورد . گفتم : اين چيست ؟ گفت : همان كه خواستى . گفتم من قدرى خيط خواستم . گفت : چرا نگفتى : خييطا ؟ زيرا خويط مصغر خوط است به معنى شاخه و خييط مصغر خيط است .
هامش
[ 1 ] الوافى 15 : 329 ، بغية الوعاة 1 : 593 . [ 2 ] انباه الرواة 2 : 67 ، بغية الوعاة 1 : 593 ، اشارة التعيين : 133 . [ 3 ] حاصل معنى : خود را به قناعت عادت ده كه قناعت جامه‌اى است كه اشرار طمع در دريدن آن نمىكنند . چه بسا فريب‌خوردگانى كه حرص بسيارشان سبب مرگشان شود .