و لا تكن عبد المنى انّها * رءوس اموال المفاليس
557 - سلم بن عمرو بن حمّاد [ 1 ]
از موالى بنى تيم بن مرّه بود . شاعرى با شعرى مطبوع از شعراى دولت عباسى و از وابستگان به برمكيان . او را الخاسر لقب بود ، زيرا پدر برايش اموالى به ارث گذاشت و همه را در راه تحصيل ادب هزينه كرد ، پس بعضى او را خاسر الصّفقة يعنى مال باخته خواندند . وى هارون الرشيد را مدح گفت و صد هزار درهم صله گرفت و هارون او را گفت با چنين مالى كه به دستت افتاده تو ديگر خاسر نيستى . سلم با آن مال نزد ياران خود آمد و گفت كه من مال خود در راه ادب هزينه كردم و سپس چنين سودى نصيب من شد و اكنون مرا سلم الرابح لقب دهيد نه سلم الخاسر . البته در اين باب روايات ديگرى هم هست . [ 2 ] سلم شاگرد بشار بن برد بود و دوست ابو العتاهيه . هنگامى كه بشار در يكى از قصائد خود اين بيت را [ 3 ] :
من راقب الناس لم يظفر بحاجته * و فاز بالطّيبات الفاتك اللّهج
آورد ، سلم نيز ابياتى سرود و در آن اين بيت را آورد [ 4 ] :
من راقب الناس مات غما * و فاز باللذّة الجسور
بشّار اين شعر بشنيد و در خشم شد و گفت : به خدا سوگند بيت سلم رواج يابد و بيت من گمنام ماند و چنين هم شد . و اين سبب دشمنى بشار با او گرديد . سلم نيز ازآنپس ابو العتاهيه را برگزيد و مىگفت كه او شاعرترين جنّ و انس است . وى در خلافت رشيد ،
هامش
[ 1 ] طبقات ابن المعتز : 99 ، الاغانى 19 : 214 ، تاريخ بغداد 9 : 136 ، ابن خلكان 2 : 350 ( سالم الخاسر ) ، الوافى 15 : 302 .
[ 2 ] گويند قرآنى از پدر به او به ارث رسيد . آن را فروخت و به بهاى آن طنبورى خريد . بعضى هم گويند سهم او از ميراث پدر قرآنى شد . آن را پس داد و چند ديوان شعر گرفت .
[ 3 ] حاصل معنى : كسى كه از مردم ملاحظه كند به حاجت خود دست نمىيابد . به چيزهاى خوب و پاكيزه مردم شجاع ، كه در كارها پاى مىفشارند ، دست مىيابند .
[ 4 ] حاصل معنى : آنكه همواره از مردم ملاحظه مىكند از اندوه مىميرد و مردم جسور به لذات دست مىيابند .