تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧

555 - سلامة بن محمد نحوى حلبى [ 1 ]

او را اشعارى است از جمله [ 2 ] :
ارانى فى انتقاص كلّ يوم * و لا يبقى على النّقصان شىّ طوى العصران ما نشراه منّى * فكم ابقى على نشر و طىّ علامات الفناء تحت جسمى * و حرص ثابت فى الجسم حى .

556 - سلمان بن عبد الله بن محمد [ 3 ]

ابو عبد الله بن ابى طالب حلوانى نهروانى . دوست ما ابن نجار گويد كه او به بغداد آمد و نزد ثمانينى نحو خواند و در نزد ابن دهّان و ديگران لغت . در نحو و لغت سرآمد همگان شد . از قاضى ابو الطيب طبرى حديث آموخت . در عراق به گردش درآمد و به تدريس نحو پرداخت . در اصفهان وطن گزيد . سلفى از او روايت كرده . تفسير قرآن نوشته و كتابى در قراءات و القانون ، در لغت در ده مجلّد ، و شرح ايضاح ابو على فارسى و شرح بر ديوان متنبى ، و الامالى و جز اينها نيز داراى آثارى است . در دوازدهم صفر سال 493 و به قولى 494 وفات كرد . [ 4 ]
ان خانك الدهر فكن عائذا * بالبيض و الادلاج و العيس
هامش
[ 1 ] المختصر . از آنجا كه او از مردم حلب است مىبايست در بغية الطّلب شرح حالى از او آمده باشد ولى بسيارى از شرح حالهاى حرف سين ساقط شده . [ 2 ] حاصل معنى : خود را هر روز در شكست مىبينم و با دوام اين نقصان چيزى باقى نمىماند . شب و روز آنچه را كه از من گسترده بودند در نور ديدند . من تا كى در اين گستردن و در نورديدن باقى بمانم . نشانه‌هاى مرگ درون جسم من است ولى حرص همچنان در وجود من ثابت و زنده است . [ 3 ] الوافى 15 : 311 ، بغية الوعاة 1 : 595 ، الانباء 2 : 26 ( به نام سليمان ) ، دمية القصر 1 : 387 ( و گويد كه در سال 363 در نيشابور با او معاشرت داشتم ) نامش گاه سليمان آمده و گاه سلمان . و بنگريد به الشذرات 3 : 399 ، مرآة الجنان 3 : 156 ، طبقات الداودى 1 : 192 ، طبقات المفسرين للسيوطى : 13 . به شرح حال شماره 567 بنگريد . [ 4 ] حاصل معنى : اگر روزگار به تو خيانت ورزيد به سه چيز پناه ببر : به شمشير و سفر از آغاز شب و اشترى كه بر آن سوار شوى . بندهء آرزوها مباش زيرا آن سرمايهء مفلسان است .