تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
مسعده باشى ؟ گفتم : آرى . پس برخاست و مرا در آغوش كشيد ، سپس در كنار خود نشاند . سپس گفت : مرا فرزندانى است كه دوست دارم كه نزد تو درس بخوانند و تو نزد من بمانى و از من جدا نشوى . من اجابت كردم . روزى از من خواست كه براى او كتابى در معانى قرآن بنويسم و در نهان كتاب سيبويه را نزد من خواند و مرا هفتاد دينار داد . ابو العباس ثعلب ، اخفش را برترى مىداد و مىگفت كه علم او از همه بيش است . مبرّد مىگفت : از ميان كسانى كه از سيبويه علم آموخته‌اند ، اخفش برتر از همه است سپس ناشئ و سپس قطرب . اخفش عالم‌ترين مردم بود در كلام و حاذق‌ترين آنها به جدل . وى در سال 215 و به قولى در سال 221 وفات كرد . از آثار اوست : كتاب الاربعة ، كتاب الاشتقاق ، كتاب الاصوات ، كتاب الاوسط در نحو ، كتاب تفسير معانى القرآن ، كتاب صفات الغنم و الوانها و علاجها و اسبابها ، كتاب العروض ، كتاب القوافى ، كتاب المسائل الكبير ، كتاب المسائل الصغير ، كتاب معانى الشعر ، كتاب المقاييس ، كتاب الملوك ، كتاب وقف التمّام . او كتابهايى هم در نحو آغاز كرده بود كه به پايان نرسانده بمرد .

548 - سعيد بن هارون [ 1 ] ابو عثمان اشناندانى ،

نحوى و لغوى . وى از ائمهء لغت بود . از ابو محمد توّزى علم آموخت و ابو بكر بن دريد شاگرد او بود . ابن دريد گويد : از ابو حاتم سجستانى پرسيدم : ثادق كه نام اسب است از چه مشتق شده ، گفت نمىدانم . از رياشى پرسيدم . گفت : اى كودكان در علم تعمق مىكنيد ؟ از ابو عثمان اشناندانى پرسيدم ، گفت : از ثدق المطر من السحاب آمده وقتى كه باران به شدت ببارد . از آثار اوست : كتاب معانى الشعر ، كه ابن دريد آن را از او روايت كرده و كتاب الابيات و جز آن . وى در سال 288 در گذشت . اشناندانى نسبت است به محلهء اشنان ، در بغداد ، كه بر آن دال افزوده‌اند همان گونه كه هاء در اشنا افزوده‌اند و اشنهى شده .
هامش
[ 1 ] الفهرست : 66 ، نزهة الالباء : 139 ، مراتب النحويين : 84 ، طبقات الزبيدى : 182 ، بغية الوعاة 1 : 591 ؛ 2 : 136 .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 594 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى