آموخت و لغت را از ابو منصور موهوب جواليقى فرا گرفت و حديث را از ابن عبد الباقى و ديگران . چون به دمشق شد بر علماى آن ديار پيشى گرفت و دانشپژوهان بر او گرد آمدند . از مذهب حنبليان به مذهب حنفيان گراييد و در آن مذهب غور فراوان كرد و فتوا داد . فرخ شاه او را وزارت داد . سپس به برادر او صاحب حماة پيوست و از خواص او شد . و الملك المعظم عيسى نزد او قواعد عربى خواند و از او كتاب سيبويه و ايضاح ابو على فارسى و شرح سيبويه را ، كه ابن درستويه نوشته بود ، فرا گرفت . و جماعتى نزد او علم قراءات و نحو و لغت آموختند . خطى خوش و در جامع بنى اميه كتابخانهاى بزرگ و نفيس داشت . بر ديوان متنبّى تعليقات نوشت و نيز بر خطبههاى ابن نباته . كتاب نتف اللحية من ابن دحيه از اوست در اين كتاب بر كتاب ابن دحيهء كلبى به نام الصارم الهندى فى الرّد على الكندى رديّه نوشته است . و كتابى دارد در فرق ميان اين دو گفته :
طلّقتك ان دخلت الدار و ان دخلت الدّار طلّقتك . اين كتاب در پاسخ كسى است كه فرق ميان اين دو عبارت را از او پرسيده است . و نيز او را كتابهايى ديگر است .
504 - زيد بن حسن احاظى تميمى [ 1 ]
اديب و شاعر بود . بعد از سال 500 مىزيست . از اشعار او دو بيت است در هجو سلطان شاحط و شاحط از بلاد يمن است .
505 - زيد بن ربيع بن سليمان حجرى [ 2 ]
به زيد البارد معروف بود ، از مردم اندلس . در سال 303 وفات كرد .
506 - زيد بن عبد الله بن رفاعة الهاشمى [ 3 ]
ابو الخير كنيه داشت ، يكى از ادبا و علما و فضلا . معاصر صاحب بن عبّاد بود و معتقد به
هامش
[ 1 ] ياقوت در معجم البلدان از او ياد كرده و آن دو بيت هجويه را نيز آورده است .
[ 2 ] المختصر و بنگريد به طبقات الزبيدى 284 ، المقتبس لابن حيّان : 48 ، التكملة 1 : 331 ، انباه الرواة 2 : 15 ، الوافى 15 : 50 ، بغية الوعاة 1 : 575 به قول زبيدى و ابن الابار وفاتش در سال 300 واقع شده .
[ 3 ] المختصر و نيز بنگريد به الامتاع و المؤانسة 2 : 4 ( ياقوت از آنجا نقل كرده و صفدى به تصريح خود از ياقوت برگرفته ) ، الوافى 15 : 48 ، تاريخ بغداد 8 : 450 ، ميزان الاعتدال 2 : 103 ، لسان الميزان 2 : 506 ، تاريخ حكماء الاسلام للبيهقى 35 - 36 ، نزهة الارواح 2 : 20 .