قد اغتدى و الطّير فى اكنات * تحدو بى الشمال فى الفلاة . .
دكين بن رجاء در سال 105 وفات كرد .
479 - دكين بن سعيد دارمى تميمى [ 1 ]
وى نيز از شاعران رجز سراى بود و او غير از دكين بن رجاء است كه زين پيش از او ياد كرديم . ابن قتيبة در طبقات الشعراء آن دو را يكى دانسته و اين اشتباه است . اين دكين بن سعيد از وابستگان به دستگاه عمر بن عبد العزيز بود . در آن هنگام كه امارت مدينه داشت با ابو عون و سالم بن عبد الله شبها مىنشستند و با او از هر در سخن مىگفتند . هنگامى كه عمر بن عبد العزيز به خلافت رسيد دكين آهنگ او كرد . چون اجازت خواست حاجب گفت كه او سر گرم ردّ مظالم است و با كس ديدار نكند . دكين منتظر ماند تا عمر براى نماز بيرون آمد پس او را ندا داد [ 2 ] :
يا عمر الخيرات و المكارم * و عمر الدّسائع العظائم
انى امرؤ من قطن بن دارم * اسدّ حق المسلم المسالم
بيع يمين بالاخاء الدّائم * اذ ينتحى و الله غير نائم
و نحن فى ظلمة ليل عاتم * عند ابى عون و عند سالم
عمر به نزد كنيزان امّ ولد خود رفت و پيوسته از آنان ده درهم و بيست درهم گردمىآورد تا سيصد درهم شد و آن را به دكين داد . وى در سال 109 وفات كرد .
هامش
[ 1 ] مصورة ابن عساكر 6 : 100 ، تهذيب ابن عساكر 5 : 251 ، مختصر ابن منظور 8 : 205 ، الشعر و الشعراء و الاغانى .
[ 2 ] حاصل معنى : اى عمر كه اهل كارهاى خير هستى و اهل عطاياى گران ، من مردى هستم از قطن بن دارم . آن مال كه به سلف و سلم دادهام طلب مىكنم و آن سوگندى را كه بر آن بيعت كرديم كه همواره برادر باشيم . اگر ديگران بخوابند خداوند در خواب نيست . ما در ظلمت شب بوديم نزد ابو عون و نزد سالم .