متى قالوا بانّ اللام تنقط
389 - حسين بن على بن [ 1 ] احمد طيبى [ 2 ]
وى نديم المستنجد بالله بود . در سال 500 متولد شد و در سال 580 در گذشت . شاعرى توانا بود و در حل لغزهاى دشوار مهارتى داشت . شبيب نام يكى از نياكان او بود .
ازاينرو ، او را ابن شبيب مىگفتند . روزى بر خليفه مستنجد داخل شد . خليفه گفت : « ا ابن شبيب » و او در پاسخ گفت : « عبدك » يا امير المؤمنين . خليفه را از اين تصحيف خوش آمد ( زيرا به طور معمول مىبايست بگويد « عندك » و « عندك » را به « عبدك » تصحيف كرد . ) از اوست [ 3 ] :
اغصان ورد زيّنت درر النّدى * اجيادها بمخانق و عقود
فتوهّجت كمسارج و تأرّجت * كنوافج و تدبّجت كبرود
و تبلّجت ككواكب و تبرّجت * ككواعب و تضرّجت كخدود
390 - حسين بن على بن محمّد بن ممويه [ 4 ]
ابو عبد الله معروف به ابن قمّ زبيدى يمنى . در سال 530 در زبيد متولد شد و در سال 581 در گذشت . اديب و شاعر و كاتب و از افاضل يمن و از سرآمدان در نظم و نثر و كتابت بود . از اوست :
أ احبابنا من بالقطيعة اغراكم [ 5 ]
هامش
[ 1 ] م : نصيبى .
[ 2 ] خريده القصر ( قسم العراق ) 1 : 187 ، الوافى 12 : 447 ، الفوات 1 : 377 ( و لقب او سعد الدين ) .
[ 3 ] شاخههاى گل سرخ كه مرواريدهاى باران گردنشان را زينت داده به طوقها و گردنبندها ، درخشيدند چون چراغها و بوى خوش پراكندند چون نافهها و مزين شدند چون پرندها و ديباها و آشكار شدند چون ستارگان و آراسته شدند چون دوشيزگان و گلگون شدند چون عارضان محبوب .
[ 4 ] الخريدة ( قسم الشام ) 3 : 74 ، الوافى 13 : 5 ، الفوات 1 : 381 .
[ 5 ] حاصل معنى : اى دوستان ما ، چه كسى شما را به بريدن از ما واداشته و از عاشقان دلخسته روى گردان