تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
بگرفت و تاج الملك را شكست داد و او به آن قلعه كه شيخ در آن محبوس بود درآمد . علاء الدوله از همدان بازگشت و تاج الدوله و پسر شمس الدوله به همدان بازگشتند و ابو على را نيز با خود بردند . شيخ چندى در آنجا اقامت گزيد . سر انجام از همدان ملول شد و در صدد يافتن فرصتى بود كه به اصفهان رود . پس همراه ابو عبيد الله و برادر خود و دو غلام در جامهء اهل تصوف همدان را به سوى اصفهان ترك گفتند . در اصفهان علاء الدوله و وجوه دولت از او استقبالى شايان كردند و جامه و مال فرستادند و در خانه‌اى در خور جاى دادند . او هر روز براى مناظره در مجلس علاء الدوله حاضر مىشد . كسى را در مناظره و بحث با او تاب مقاومت نبود . شيخ از خواص علاء الدوله شد و از نديمان او گرديد . روزى در حضور علاء الدوله و ابو منصور جبائى ، شيخ در مسأله‌اى از لغت سخن گفت . ابو منصور گفت : تو مردى فيلسوفى و اين از صناعت تو نيست . شيخ هيچ نگفت و به مطالعهء كتابهاى لغت پرداخت و سه سال در اين كار ببود . تهذيب اللغهء ابو منصور ازهرى را از خراسان طلب كرد و در علم لغت به پايه‌اى رسيد كه كمتر كسى به پايهء او رسيده بود . او سه كتاب در لغت تصنيف كرد يكى به شيوهء ابن عميد و يكى به شيوهء صاحب بن عباد و سومى به شيوهء صابى . آنها را در جلدهاى كهنه گرفت و به امير علاء الدوله عرضه داشت و خواست تا آنها را به ابو منصور بدهد و گفت كه آن كتابها را در صحرا به هنگام شكار يافته است . جبائى در آنها نظر كرد و در آن به مشكلاتى رسيد . شيخ او را گفت : هر چه در اين كتاب براى تو مجهول است در كتاب فلان از كتب لغت موجود است و نام چند كتاب از كتابهاى لغت را برشمرد . ابو منصور جبائى ماجرا دريافت و از او بسى پوزش خواست . سپس شيخ كتابى در لغت تصنيف كرد و آن را لسان العرب ناميد كه همتايى نداشت . ولى پيش از آنكه آن را به بياض برد مرگش در رسيد و كتاب همچنان در مسوده باقى بود و كس به موضع آن آگاه نشد . تجاربى را كه از معالجات بيماران حاصل كرده بود ، همه را در كتاب قانون گردآورد . آن را در جزوه‌هايى نوشت و در معالجت از تجارب خود سود مىبرد . از آن جمله روزى به سر درد شديدى دچار گرديد ، پنداشت كه ماده‌اى است و اينك به سمت حجاب مغز فرود مىآيد . بنابراين ، احتمال ورم مىرود . پس دستور داد برف فراوان آوردند و آنها را خرد كرد و در پارچه‌اى ريخت و به سر بست . اين كار را كرد تا آن موضع تقويت شود و از قبول آن ماده امتناع ورزد . بدين شيوه بهبود يافت . شيخ الرئيس در كار رصد آلاتى ساخت