تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
تصانيف مشهور . ابن عساكر گويد در ماه ذوالحجهء سال 391 به دمشق آمد و در آن سكنا گزيد و قرآن را به رواياتى چند قرائت كرد و كتابى در باب قرآن نوشت و از جمعى چون نصر بن احمد مرجّى و ابو حفص كتّانى و معافا بن زكريا بن طرار روايت كرد و خطيب ابو بكر بن ثابت و جز او از او روايت كرده‌اند . ابن عساكر [ 1 ] از ابو على اهوازى حديثى نقل كرده و سلسلهء راويان را تا ابو امامهء باهلى رسانده كه رسول خدا ( ص ) فرمود كه « در شب عرفه خداى عزّ و جل به آسمان دنيا فرود آيد و بر اهل موقف نظر كند و گويد « خوش آمدند زائران من كه به خانهء من سفر كرده‌اند به عزّت خود سوگند شما را نيك مهمان كنم و خود پذيراى شما گردم . » سپس به عرفه نازل شود و همه را مشمول مغفرت خود سازد و هر چه خواهند به آنها عطا كند جز مظالم را و گويد كه « اى فرشتگان من شما گواه باشيد كه من اينان را آمرزيدم . » و همواره در اين كار باشد تا آفتاب غروب كند . پس پيشاپيش آنان به مزدلفه رود و آن شب به آسمان نرود تا بامداد شود . چون به مشعر الحرام آيند خداى تعالى همهء گناهانشان را عفو كند حتى مظالم را . پس به آسمان رود و مردم به منى روند . اين حديثى است منكر و در اسناد آن چند راوى مجهول است . اهوازى ازاين‌گونه مطالب بسيار دارد كه همه را در كتابى گردآورده و آن را كتاب البيان فى شرح عقود اهل الايمان ناميده است . از جمله احاديث آن كتاب اين است كه « چون خداى تعالى اراده كرد كه خود را خلق كند نخست اسب را آفريد و آن را به دويدن واداشت تا عرق كرد . سپس خود را از آن عرق خلق كرد » . سخنانى كه روايت كردن آنها جايز نيست . مذهب او مذهب سالميّه است كه قائل به ظاهر است و به احاديث ضعيف تمسك مىجويد . حديث دوانيدن اسب از موضوعات زنادقه است براى طعن بر اصحاب حديث و روايات نامعقول آنان كه برخى از بىخردان آنها را مىپذيرند و حال آنكه عقلا و شرعا بطلانشان قطعى است . اهوازى گويد كه من در هفدهم محرم سال 362 متولد شده‌ام . وى در چهارم ذوالحجهء سال 446 درگذشت . اهوازى به دروغگويى اشتهار يافت . چنان‌كه ابو طاهر محمد بن حسن مليحى گويد كه در نزد رشأ بن نظيف بودم ، در خانهء او در باب الجامع كه پنجره‌اى به كوچه داشت . از آن پنجره به بيرون نگريست و گفت : مردى دروغگو مىگذرد ، نگريستم . اهوازى را ديدم
هامش
[ 1 ] المصوره : 475 .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 418 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى