ابو القاسم تنوخى گويد : از ابن جراح شنيدم كه مىگفت : كتابهايم به ده هزار درهم و چارپايانم به ده هزار درهم و سلاحم به ده هزار درهم . تنوخى گويد كه او از سواركاران بود . سلاح مىپوشيد و بر اسب مىنشست و به ميدان مىرفت و با سواركاران اسب مىتاخت .
171 - احمد بن محمد بن احمد بن حسين بن سعيد [ 1 ]
ابو على كنيه داشت . مقرى و از اصفهان بود . در دمشق زيستن گرفت و نزد ابو القاسم زيد بن على بن احمد بن ابى بلال كوفى و ابو بكر نقاش و جماعت ديگر قرآن خواند و در دمشق از جمعى چون ابو محمد عبد الله بن عطيّه و جمعى ديگر سماع حديث نمود . در سال 393 ، در ماه ربيع الآخر در دمشق جهان را بدرود گفت . خلق عظيمى بر جنازهاش حاضر آمدند .
172 - احمد بن محمد بن هاشم بن خلف قيسى [ 2 ]
اهل قرطبه و اعرج بود . ابو عمر كنيه داشت . از محمد بن عمر بن لبابه و اسلم بن عبد العزيز و احمد بن خالد سماع كرد . سپس به علم نحو گرايش يافت و در زمرهء ادبا در آمد . مردى با وقار و مهيب بود . كسى بر او پيش نمىافتاد . از هزل گريزان بود . به سبب وقارش به قاضى ملقب شد . در سال 345 وفات كرد . ابن فرضى گويد كه محمد بن حسن از او ياد كرده است .
173 - احمد بن محمد بن جعفر بن ثوابه [ 3 ]
ابو عبد الله كنيه داشت و از بلغاى فهيم بود . در بلاغت دانشى گسترده داشت . بعد از پدرش محمد بن جعفر ، در سال 312 در ايام مقتدر ، عهدهدار ديوان رسايل گرديد و تا پايان عمر در آن كار بود . وفات او در ايام معزّ الدوله در سال 349 اتفاق افتاد . بعد از او
هامش
[ 1 ] تاريخ ابن عساكر ( مطبوع ) 7 : 161 ، ( عكسى ) 2 : 88 ، تهذيب ابن عساكر 1 : 445 ، طبقات ابن الجزرى 1 : 101 ، الوافى 7 : 307 .
[ 2 ] طبقات الزبيدى : 299 ، ابن الفرضى 1 : 55 ، الوافى 8 : 93 ، بغية الوعاة 7 : 370 .
[ 3 ] الوافى 7 : 370 .